امام شهيد در برابر عوامل غضب ، خشم و كينه ، كمال قدرت و ايستادگى را داشت ، سيراب كردن لشكر حرّ است . وقتى كه لشكر حرّ در گرمگاه روز رسيدند و حضرت ، تشنگى را مشاهده كرد فرمان داد تا به آنها و اسبهايشان آب بياشامند . برحسب امر امام ، تمام سپاه دشمن را از مرد و مركَب ، سيراب كردند و بر پاها و شكم چهارپايانشان آب پاشيدند .
على بن طعان محاربى گفت : « من پس از همه رسيدم ؛ آن بحر كَرَم و نورِ ديدهء ساقى كوثر مرا به آن حال ديد ؛ به زبان مبارك و در نهايت لطف و مرحمت به لغت حجاز فرمود :
يَابْنَ اخِى انْخِ الراوِيَه
برادرزاده ! شتر را بخوابان .
من معناى كلام امام را ندانستم ، امام دانست كه نفهميدم پس فرمود :
انْخِ الْجَمَلَ
شتر را بخوابان .
من شتر را خوابانيدم . سپس فرمود :
اخنث السِقا
دهانه مشك را بر گردان و آب بنوش !
من نتوانستم . امام پيش آمد و دهانهء مشك را به دست مبارك پيچيد تا آب نوشيدم . « 1 »
هامش
( 1 ) . قمقام زخار ، ص 350 و ساير كتب مقتل .