تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه جمال (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
جاسوسان و كارآگاهان همه جا در تعقيب آنها بودند تا كسى با حسين عليه السلام رابطه نداشته باشند ، اما قدرت سرنيزه و زور نظامى چگونه مىتواند مردم را از خودشان ، دلشان و ضميرشان جدا كند ؟ قدرت ، هر ميزان كه باشد نمىتواند بر شعور بشر مسلط شود و سرنيزه هر قدر كه كارى و نافذ باشد به باطن انسان و معنويت او نفوذ نمىكند . علائلى در ادامه آورده است : « حسين عليه السلام كثير الحديث و الروايه بود ، آن زمان با اينكه تعداد بسيارى از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله نقل حديث مىكردند ، اما مردم همهء آنها را ترك كرده و به مجلس حسين عليه السلام مىآمدند . » پس از اين ، علائلى احاديثى از آن حضرت نقل مىكند . « 1 » اخبارى كه از حسين عليه السلام نقل شده حاكى از علم و ذوق سرشار ، قوت فطانت ، استعداد و قريحه و استحكام منطق اوست اين اخبار بيش از آن است كه قابل شمارش باشد . آن حضرت به گونه‌اى در مسائل علميه با جودت ذهن وحدّت خاطر اظهار نظر مىكرد و فتوا مىداد كه موجب تحيّر مردم مىشد ، تا حدى كه عبدالله بن عمر در حق او گفت : « انَّهُ يَغُرُّ الْعِلْمَ غَرّاً » « 2 » همچنان كه مرغ ، جوجهء خود را با منقار خود غذا مىدهد ، حسين
هامش
( 1 ) . سمو المعنى ، ص 97 . ( 2 ) . سمو المعنى ، ص 148 ؛ نظير اين كلمه را يزيد در شأن حضرت امام زين العابدين عليه السّلام گفت ؛ وقتى به او پيشنهاد كردند كه درخواست آن حضرت را بپذيرد ، و اجازه دهد به منبر برود ، يزيد اجازه نداد و گفت : « اگر به منبر برود ما را رسوا مىسازد . » به او گفتند : « از اين نوجوان در چنين حال چه بر خواهد آمد ؟ » گفت : « شما از كار اين خاندان بىخبريد : هذا مِنْ اهْلِ بَيْت قَدْ زُقُّوا العِلْمِ زقا » . نفس المهموم ، ص 242 .