حسين ، شمع بزم عالمان
ابن كثير در كتاب خود آورده است : « حسين عليه السلام و ابن زبير از مدينه به سوى مكه بيرون شدند و در مكه اقامت گزيدند . حسين عليه السلام مورد توجه مردم قرار گرفت . آنها به سوى او مىآمدند در اطراف او مىنشستند وسخنش را مىشنيدند و از آنچه از او مىشنيدند سود مىجُستند وگفتههايش را ضبط كرده و مىنوشتند تا از او روايت كنند . »
علائلى در سمو المعنى نگاشته است : « مردم چنان شيفتهء معنويت و عظمت روح حسين عليه السلام بودند و چنان حسين عليه السلام محبوبيت داشت كه از همهكس و همهجا منصرف و منقطع شده و به سوى او مىشتافتند . كسى جز حسين عليه السلام نبود كه اين همه مريد و ارادتمند داشته باشد ؛ گويى مردم در وجود حسين عليه السلام حقيقت ديگرى از عالم ابداع الهى را تماشا مىكردند . چون حسين عليه السلام سخن بگويد مثل آن است كه زبان عالم غيب باز شده و آنها را از رموز و اسرار پنهان وحقايق نهان آگاه مىسازد ؛ و زمانى كه خاموش مىشد سكوتش به گونهاى متفاوت آنها را از حقايق ديگر با خبر مىساخت ؛ زيرا پارهاى از حقايق را جز با خاموشى عميق نمىتوان اظهار كرد ؛ مثل نقطه و فاصلهاى كه در ميان سطرها ، كلمهها و جملهها مىگذارند و همان نقطهء خالى از نوشته ، مانند نوشتههاى كتاب ، معنايى مىدهد كه جز با آن نقطه با هيچ نوشتهاى آن معنا را نمىتوان بيان كرد . »
كلام فوق نشان از واقعيتى انكارناپذير از محبوبيت علمى حسين عليه السلام در ميان مردم دارد . با آنكه مردم در فشار حكومت بوده و