7
بَلْ هُوَ مُجَسِّمُ الأجْسامِ وَ مُصَوّرُ الصُّوَرِ وَ خالِقُ الأَعْراضِ و الْجَواهِرِ « 1 »
خداوند مجسم اجسام و صورت بخش صورتها و آفرينندهى اعراض و جواهر است .
اجسام ، اعراض ، جواهر و صور خود به خود وجود نيافته اند و وجودشان قديمى ، دائمى و بى نياز از خالق و آفريننده نيست ؛ همانطور كه قرآن مجيد مى فرمايد :
( أَمْ خُلِقُوا مِنْ غيرِ شَيء أمْ هُمُ الْخالِقُونَ ) « 2 »
آيا خلق شده اند ( اين پديده ها ، اجسام ، اعراض ، جواهر و صور ) بدون خالق يا اينكه خودشان خالق خود هستند .
بديهى است بالفطره پاسخ اين است كه به هر دو صورت وجود اينها متصور نبوده و ممتنع است . همهى اينها از به وجود آوردن خود عاجزند ، چنان كه كسب وجود از مثل خودشان نيز محال است و مثل اين است كه گدايان از هم نان بگيرند و وام خواهان به يكديگر وام بدهند به گفتهى شاعر :
گدايى را گدايى ميهمان شد * گدا بهر گدا جوياى نان شد « 3 »
زمسكينان كو يك نان طلب كرد * كفى نان از پى مسكين طلب كرد
هامش
( 1 ) . امالي شيخ صدوق ، ص 419 .
( 2 ) . سورهى طور ، آيهى 35 .
( 3 ) . قرآن مجيد با ترجمهي شعر فارسي ، صفحهي 278 .