پس فعل وانفعال ديگر ملك ياد رود
پس واجب الوجود از اينها منزه است او بوده است بيشتر از بود هر چه بود
و خواه اينكه اين كلمات به معناى عرفى كه شايد اظهر باشد معنا شوند كه جسم يا به معناى جسد يا هر چيزى كه ابعاد ثلاثه داشته باشد ( طول و عرض و عمق ) معنا شود ، و صورت ، به معناى متشكل بودن به شكل كه به آن اشكال مختلف از هم تميز داده مى شوند و عرض هم در اصطلاح عرفى چيزى است قائم به غير و در محل است ؛ و به عبارت اخرى جوهر كه عرفاً در مقابل عرض است و نه جوهر در مقابل معانى ديگر كه در اصطلاح منقسم به پنج قسم و يكى از دو قسم ممكن است اما جوهر به معناى ذات الشئ و حقيقة الشئ مراد نيست .
به هر حال خدا منزّه از اين معانى است اعم از اينكه معانى اصطلاحى مقصود باشد يا معانى عرفى در مقابل معانى ديگر .
شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى) — صفحة 76
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٧٦