تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
دعوت كنندگان به سوى خداى - تعالى - نيست كه به مثل او فرمان فرا خواندن به توبه و حق و امر به معروف و نهى از منكر داده‌اند ، پس نه امر به معروف مىكند بدان سان كه به شايستگان فرمان داده‌اند و نه نهى از منكر . پس كسى كه تمام شرايط خداى - تعالى - كه خود اهل آن را از اصحاب پيامبر ( صلى اللَّه عليه و آله ) توصيف كرده است ، حائز باشد كه مظلوم نيز هست اجازهء جهاد دارد ، همان گونه كه به آنان اجازهء جهاد داده شده است ، زيرا حكم خداى - تعالى - دربارهء پيشينيان و آيندگان است و فرائض او بر آنان يكسان است مگر علّت و رويدادى متفاوت پيش آيد ، امّا پيشينيان و آيندگان در جلوگيرى از اين حوادث شريكند و فرائض بر آنان يكسان است از آيندگان دربارهء فرائض همان پرسشى را مىكنند و همان قدر مسئولند كه پيشينيان و همانطور به حساب اينان مىرسند كه از آنان حساب مىكشند . هر كس از مؤمنان كه به صفت آن كس كه خدا به دو اجازهء جهاد داده موصوف نباشد ، شايستهء جهاد نيست و مأذون بدان نيست مگر آن كه بدانچه خداى - تعالى - بر او شرط كرده برسد و واجد آن شود . پس هر گاه شرايط خداى تعالى كه بر مؤمنان و مجاهدان مقرّر است در او كامل شد آن گاه او نيز از كسانى است كه به ايشان اذن و اجازهء / 79 جهاد داده شده است . پس بنده بايد خداى - تعالى - را پرهيزگارى كند و خود را به آرزوهايى كه خداى - تعالى - از آنها نهى فرموده نفريبد و گول نزند ، از قبيل اين داستانهاى دروغى كه بر خدا مىبندند ، كه قرآن آنها را تكذيب كرده و از آنها و حاملان و ناقلان آنها بيزارى جسته است و چيزى باشتباه به خداوند تقديم نكند كه عذرى نداشته باشد . فراسوى مقام كسى است جان خود را در معرض قتل و كشته شدن قرار مىدهد مقام و منزلتى نيست كه خداوند آن را ارزانى داشته باشد ، و چنين جانبازى و ايثارى از لحاظ عظمت مقدار و مرتبت غايت اعمال و نهايت كردارهاست . امّا مرد بايد خود داورى كند ، و به كتاب خداى - تعالى - بنگرد و توجّه كند و مسئله را بر آن كتاب الهى عرضه كند ، زيرا هيچ كس آگاه‌تر از خود انسان نسبت به خويش نيست . اگر ديد واجد