و ديگر بار نيز به آنان باز خواهد گرداند « 24 » .
/ 77 آن گاه حضرتش - عليه السّلام - گفت : به مؤمنانى كه به شرايط ايمانى كه وصفش كرديم عمل كردهاند اجازه و رخصت دادند و اين از آن روست كه اجازهء جنگ به كسى داده نمىشود مگر اين كه مظلوم و ستمديده باشد و كس مظلوم شناخته نمىشود مگر آن كه مؤمن باشد ، و مؤمن محسوب نمىگردد مگر آن كه به شرايط ايمانى كه خداى تعالى بر مؤمنان و مجاهدان شرط كرده است عمل كند ، پس چون شرايط خداى تعالى در او كامل گشت مؤمن است و اگر مؤمن بود مظلوم است ، و اگر مظلوم واقع شد اجازهء جهاد دارد ، به دليل گفتهء خداى عزّ و جلّ كه :
«
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ
- به كسانى كه به جنگ بر سرشان تاخت آوردهاند و مورد ستم قرار گرفتهاند ، رخصت داده شد و خدا بر پيروز ساختنشان تواناست » و اگر شرايط ايمان را كامل نكرده باشد ظالم و بغى كننده و سركش است و واجب است با او جنگيد تا توبه كند و خود اجازه ندارد به جهاد بپردازد يا مردم را به خداى عزّ و جلّ فرا خواند زيرا در شمار مؤمنان مظلوم كه قرآن به ايشان اجازهء جهاد داده محسوب نمىشود . چون اين آيه : «
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا . . .
- به كسانى كه بر سرشان تاخت آورند و مورد ستم قرار گرفتهاند رخصت داده شد . . . » در حق مهاجرين كه اهل مكّه آنان را از خانهها و اموالشان رانده و دور ساخته بودند ، نازل شد . به سبب ظلمى كه بر ايشان رفته بود جهاد براى آنان حلال گشت و رخصت جنگ به ايشان داده شد .
عرض كردم : اين آيه دربارهء مهاجران كه مورد ظلم مشركان مكّه قرار گرفته بودند صادر شد ، پس سبب جنگ با خسرو و قيصر و جز آنان ، مشركان قبايل عرب چه بود ؟ فرمود : اگر فقط به ايشان اجازه داده مىشد كه با اهل مكّه كه به ايشان ستم كرده بودند بجنگند آن گاه مجوّزى براى جنگ با گروههاى خسرو و قيصر و
هامش
( 24 ) - شايد از اين عبارت دريابيم كه : سلطه در جهان بايد از آن مؤمنان راستين باشد چه حقا متعلق به آنان است .