است بكارد .
در پايان سورهء فرقان كه به بيان رساله و وحى و ايمان به آن دو اختصاص دارد ، خداوند موضوعات مهمّى را كه در خلال اين سوره ياد كرده است براى ما خلاصه مىكند .
نخست : ايمان به رسالت سخنى نيست كه بر زبان جارى شود ، بلكه تعهّد و بارى است بزرگ و موقعيّتى دقيق كه هر فرد از افراد جامعه ارزش و اهميّت آن را احساس مىكند .
دوم : اجتماعى كه آن را رسالت بسازد از سلطه گرى دور است ، پس در آن اجتماع كسى بر ديگرى تسلّط و چيرگى ندارد ، زيرا خضوع و سرسپردگى در آن براى غير ولايت خدا نيست ، اما سر سپردگى به ولىّ امر خدا چون پيامبر يا امام يا فقيه عادل عارف در حقيقت همان سرسپردگى و تسليم به خداى سبحان است . زيرا اشخاص اجتماع تقديس نمىشوند بلكه در واقع تقديس و سر سپردگى نسبت به ارزشهايى به عمل مىآيد كه ايشان آن را مجسّم مىسازند و در وجودشان تجسّم و تبلور يافته است .
/ 480 سوم : بر اين اجتماع روح احترام متقابل در ميان فرزندانش حكومت مىكند ، و از اين رو كسى را نمىكشند و زنا نمىكنند .
در اين جا رابطهاى ميان قتل نفس از يك سو و زنا از سوى ديگر وجود دارد ، و هر دو نوعى از تجاوز و تعدّى به كرامت انسان تلقّى مىشوند ، و در نتيجه هر دو - چنان كه در شرح آيات خواهيم ديد - قتل نفس هستند .
آنان كه سرورى سلطهاى غير الهى را بر خود ترجيح مىدهند ، نفس بشرى را محترم نمىشمارند و مرتكب عمل زشت مىشوند ، پس به زودى عذاب را در دنيا و آخرت خواهند ديد ، مگر آن كه به درگاه پروردگار خود ، خداوند توبه كنند .
چهارم : در اجتماع رحمانى هرگز كسى به ديگرى ستم نمىكند .
براى آن كه انسان به ديگرى ستم نكند ، بر او واجب است كه از گواهى دادن به دروغ خوددارى كند ، و بسيارى از كسانى كه محيطى مناسب براى
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 479
مساهمون: احمد آرام
ص٤٧٩