تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
را ديدند مسخره‌ات كردند كه آيا اين است آن پيامبرى كه خدا بر ما مبعوث كرده است ؟ » اين كيست كه ما از او پيروى كنيم ، يا به هشدارش پاسخ دهيم ؟ [ 42 ] چه قدر آنان در نادانى و گمراهى غرق شده بودند كه نزديك بود وحى به دلهايشان برسد و چيزى نمانده بود كه انوار هدايت پرده‌هاى لجاج را در ضميرشان از هم به درد ، ولى هم چنان به پرستش خدايان خود ادامه دادند ، و با عناد و انكار در گمراهى پافشارى كردند ، و هدايت را گمراهى انگاشتند ، و پافشارى بر گمراهى را مقاومت و صبر بر حق پنداشتند ، واى بر آنان كه چه قدر كافر بودند كه گفتند : «
إِنْ كادَ لَيُضِلُّنا عَنْ آلِهَتِنا لَوْ لا أَنْ صَبَرْنا عَلَيْها وَ سَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا
- اگر به خاطر خدايانمان سرسختى نمىكرديم نزديك بود كه ما را از پرستش آنها گمراه كند . چون عذاب را ببينند خواهند دانست چه كسى گمراه‌تر بوده است . » [ 43 ] در واقع منشأ اين گردنه ( و مشكل روانى ) گردنهء ديگرى است كه با تغيير محور انسان از مقياس شمردن ارزشها به ارج نهادن / 441 به خواهشها حاصل مىشود ، آدمى به جاى خردش از هواى نفسش پيروى مىكند و اين پيروى او را چنان مىكند كه حق را از باطل تميز نمىدهد . براستى پرستش خواهشها و هواهاى نفسانى پايهء كفر انسان است ، زيرا - در آن حال - مقياسش در ارزيابى زندگى شهوتهاى او ( يعنى دوستى و دشمنى او ) خواهد بود نه دانش و خردش ، از آنجا كه فلان نزد او محبوب است پس خوب است و افكارش درست است و از اين رو از او پيروى مىكند ، و از آنجا كه فلان مورد تنفّر اوست ، پس پليد است و تمام افكارش خطا و رفتارش منحرف است . «
أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
- آيا آن كس را كه هواى نفس خود را به خدايى گرفته بود ديدى . . . » اكنون به روشنى مىبينيم كه پايهء پيوستگى و وابستگى و طرفدارى در