يا كلمهاى را حذف كنيم سياق مطلب اختلافى بزرگ مىيابد ، و حتى در صورتى كه عين كلمات قرآن را نگه داريم و فقط آنها را پس و پيش كنيم نيز چنين خواهد بود .
هر چه بشر دربارهء قرآن حكمت آموز بينديشد ، بيشتر يقين مىيابد كه از جانب خداست ، زيرا محال است كه انسان پيوندى استوار ميان سخنى كه اكنون مىگويد / 428 با سخنى كه بيست سال پيش گفته بيابد ، و اين به سبب تغيير محتوى و رشد و پختگى افكار و حتى در ادب و تركيب عبارات است . پروردگار ما تبارك و تعالى گفته است : «
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« 18 » - آيا در قرآن نمىانديشند ؟ هر گاه از سوى ديگر جز خدا مىبود در آن از لحاظ لفظ و معنى ، اختلافى بسيار مىيافتند » .
و اين استنتاج در حالى است كه ما روايات و احاديثى را كه دربارهء اسباب نزول آيات با ما سخن مىگويند به كنارى بگذاريم زيرا بيشتر آنها به درجهء يقين علمى نرسيدهاند .
3 - براى استوار كردن رهبرى پيامبر در اجتماع ، كه مردم به او مراجعه مىكردند و هر بار كه رويدادى براى آنان پيش مىآمد از او رأى و راه حلى انتظار داشتند .
«
كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ
- براى آن است كه دل تو را بدان استوار كنيم . . . » و تو را به گونهاى قرار دهيم كه شخصيّت خود را مطابق با آيات آن بسازى و به وجود آورى .
«
وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا
- و آن را به آهستگى و ترتيب فروخوانيم . » آيه به آيه و مقطع به مقطع ، كه روشن باشد و به يكديگر نياميزد ، تا در و جدان اجتماع وارد شود و نسل به نسل در طول تاريخ ادامه يابد .
هامش
( 18 ) - النساء / 82 .