است كه از او بيزارى مىجويد . امّا شيطان كيست ؟
شيطان دو صورت دارد : گاه در نيروهاى پنهانى كه ما را از حق گمراه مىسازند مجسّم مىشود ، و گاه در نيروهاى آشكار و به صورت گوناگون نمودار مىگردد ، و ممكن است به صورت دوستى باشد كه آرزوها و خواهشها را در درون ما مىدمد ، يا اجتماع كه آدمى را به سوى رسوم و عادات منحرف مىراند ، و چه بسا سلطان حاكم ، يا تبليغات گمراه كننده و . . . و غيره باشد . تمام اينها روز قيامت از انسان بيزارى مىجويند .
«
وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا
- روزى كه ستمگر ( كافر ) دستهاى خود را به دندان مىگزد و گويد : اى كاش راهى را كه رسول در پيش گرفته بود ، در پيش گرفته بودم . » هنگامى كه ستمگر مىبيند كه بهشت و دوزخ به دست خداست - سبحانه و تعالى - و فرمانبردارى يا نافرمانى نسبت به پيامبر نزد او مقياس ورود هر كس بدان دو جاست ، از آنچه نسبت به خدا و رسالت او از وى سر زده پشيمان مىشود و آرزو مىكند اى كاش از پيامبر و راه حقّ او پيروى كرده بود .
/ 422 [ 28 ] «
يا وَيْلَتى
- واى بر من ! . . . » با پشيمانى بسيار به خود مىگويد .
«
لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا
- كاش فلان را دوست نمىگرفتم . » دوستى كه او را گمراه كرد ، خواه دوستى بد يا سلطانى جورپيشه يا جاذبهاى شيطانى ، ولى اين همه چه سودى براى او داشتند ؟ بدانچه اين دغل دوستان براى او آراستند فريفته و گمراه شد ، و رسالت خداى سبحان را رها كرد ، در حالى كه بر او واجب بود اگر مىخواست از دوزخ برهد و در بهشت مأوى گيرد و بياسايد ، از دوستداريهاى شيطانى در دنيا خود را رها كند و دوستى خود را خالصانه براى خدا و كسى كه خدا فرموده است قرار دهد .
[ 29 ] «
لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي
- با آن كه قرآن براى من نازل شده بود ، مرا از پيرويش بازداشت . . . »