بدين معنى كه او در شبى كه بامدادش جنگ احد بود همسرى گرفته بود ، پس از پيامبر خدا اجازه طلبيد ، كه آن شب را نزد خانوادهاش به سر برد ، آن گاه خداى عزّ و جلّ اين آيه را فرستاد كه «
فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ
- به هر يك از آنان كه خواهى رخصت بده » . پس وى نزد خانوادهاش به سر برد و چون بامداد برخاست غسل بر او واجب بود ( و او فرصتى نداشت ) ، پس در نبرد حضور يافت و به شهادت رسيد ، آن گاه پيامبر گفت : فرشتگان را ديدم كه حنظله را در تشتهايى سيمين ميان آسمان و زمين با آب باران ابر سپيد غسل مىدهند . و حضرتش آن را غسل دادن فرشتگان مىناميد » « 47 » .
[ 63 ] احترام رهبرى و فرماندهى در تصميماتش واجب است بر احترام او در ظاهر نيز منعكس شود ، پس وقتى به نام پيامبر ، يا به نام فرماندهى خود همان گونه بدون احترام سخن گفتى كه به نام ديگران سخن مىگويى ، يا هر گاه نزد پيامبر مىنشينى صدايت را در برابر او همان گونه بلند كنى كه در برابر ديگر بلند مىكنى ، يا او را از پشت ديوار اتاقها به آواز بلند بخوانى همان گونه كه ديگران را صدا مىزنى ، بيگمان تو پس از اين رفتار آمادهء پذيرفتن فرمانهاى او و سپس اجراى آنها نيستى ، بنا بر اين ناگزير بايد پيشاپيش آمادگى روانى كاملى فراهم شود تا فرمانهاى پيامبر يا فرماندهى و رهبرى رسالتى كه تجسّم آن در واقع است دريافت گردد ، چنان كه فرد پيش از رفتن به مجلس پيامبر وضو مىسازد يا اگر غسل بر او واجب باشد غسل مىكند ، آن گاه در محضر مبارك او به عنوان مجلسى فيض بخش و بهره دهنده مىنشيند تا با تمركز فكر خود در سخن آن حضرت از دانش عظيم او پرتوهايى برگيرد و اقتباس انوار هدايت كند و خود را به تمامى صرف اجراى آموزشهاى او مىسازد . . . و همچنين / 372 تا كار به اجراى فرمانهاى فرماندهى و رهبرى به صورتى بسيار دقيق بينجامد .
پس وقتى كه به فرماندهى احترام گذارى فرمانها و جهت دهيهاى آن را
هامش
( 47 ) - همان مأخذ .