تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
اجرا مىكنى ، و بر عكس اگر احترامش نگذارى ، فرمانها و جهت دهيهاى آن را به مسخره مىگيرى . / 373 «
لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً
- آن چنان كه يكديگر را صدا مىزنيد ، پيامبر را صدا مزنيد . . . » اين مقطع آيه دو صورت دارد : يكى ظاهرى و ديگرى باطن . امّا ظاهر اين است كه : انسان پيامبر خدا را به نام خاصّ او نخواند بلكه به كنيه‌اش بخواند و هنگامى كه اين آيه آمد بر مسلمانان حرام شد كه پيامبر خدا را به نام بخوانند ، و از آن هنگام شروع كردند كه او را به نام مقام رهبرى و فرماندهيش « يا رسول اللَّه اى پيامبر خدا » بخوانند . امّا صورت باطن : همان ضرورت آماده شدن روانى شخص مسلمان براى پذيرفتن رهبرى و فرماندهى پيامبر ( ص ) و هر كسى است كه در جايگاه او بنشيند و به نام او حكم كند . كسى نبايد بگويد اين انسان است و من هم انسانم ، بلى بيگمان او بشر است ، ولى داراى صفتى است اعتبارى كه تو آن صفت را ندارى ، و آن اين است كه وى در جايگاه پيامبر نشسته است . از اين رو بسيارى از فقهاى ما گفته‌اند : « هر گاه ولىّ امر مجتهد جامع الشرائط حكمى صادر كند بر مردم - خواه مقلّدان اين مجتهد باشند يا جز آنان - پيروى حكمش واجب است ، بلكه حتى بر مجتهدان ديگر است كه در حكمش از او پيروى كنند » زيرا وى هنگامى كه حكم مىكند به نام مقام و منصب خود حكم مىكند ، و خوار شمردن حكم او خوار شمردن مركز اوست و خوار شمردن مركز او خوار شمردن دين او و در نتيجه بىادبى به ساحت مقدّس پروردگار است سبحانه و تعالى ، و چنان است كه اين حديث در حق امامان گويد : « ايراد كنندهء بر ايشان مانند ايراد كنندهء بر ماست و ايراد كنندهء بر ما همچون ايراد كننده بر خداست » . «
قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِواذاً
- خدا مىداند چه كسانى از شما در پناه ديگرى خود را پنهان مىسازند و آهسته آهسته بيرون مىخزند . . . »