يعنى آهسته آهسته و بىآن كه پيامبر رفتن آنها را احساس كند يا آنها را ببيند كه از مجلسش خارج مىشوند ، آرام به بيرون مىخزند .
«
فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ
- آنان كه از فرمان او سرپيچى مىكنند بايد بترسند . . . » مقصود از «
الَّذِينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ
- آنان كه از فرمان او سرپيچى مىكنند » تنها مخالفت و سرپيچى از فرمانهاى ظاهر نيست بلكه مخالفت با روح فرماندهى نيز منظور است .
آنها مىتوانند در پناه ديگران به بيرون بخزند و آرام و بىصدا از جلسه بگريزند ، ولى آيا چنان كه مىپندارند ، در جايى امن و پناهگاهى قرار گرفتند ؟
هرگز . . . بلكه آنها خود را در معرض فتنه و عذاب دردناك قرار مىدهند ، پس اگر پيامبر روزى آنها را فرا خواند ، و فرمانهايى مستقيم دائر بر حمل سلاح ، و روى نهادن به غزوهاى را مثلا به آنها بدهد ، در آن حالت در برابر دو وضعيّت قرار مىگيرند : يا سر سپردن به فرمانها ، كه اين بر خلاف ميل آنهاست ، و يا رد كردن فرمان - كه بدين وسيله از لحاظ ظاهر و باطن از اسلام خارج مىشوند و خود را زير بار دراز دامنى از مجازات شرعى در دنيا و آخرت قرار مىدهند .
بر فرض كه آنها امر اوّل را اختيار و انتخاب كردند ، بيگمان دشوارى فراوانى در اجراى آن فرمانها مىيابند ، زيرا كسى كه خود را براى اجراى فرمانهاى كوچك آماده نساخته و پرورش نداده است نمىتواند در قضايا و مسائل بزرگ به اجراى فرمان بپردازد ، و كسى كه امروز از گرما و سرما و بيدار ماندن شبانه و مشكلات تمرين مىگريزد ، چگونه فردا از جنگ و كشتار نمىگريزد ؟ ! بنا بر اين بر انسان واجب است كه خود را بر اساس فرمانبردارى و انضباط و تحمل دشواريها پرورش دهد و بار آورد تا از نظر بدنى و روانى براى اجراى فرمانهاى مهمّ كاملا آماده باشد .
«
أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
- كه مبادا به آنها فتنهاى يا عذابى درد آور برسد . »