تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
اجازه دهد ، در صورتى كه بداند ديگران براى انجام آن كار همگانى كافى هستند ، و با وجود اين فرماندهى براى او طلب آمرزش مىكند ، زيرا اجازه خواستن آن شخص در چنان موقعيّتى نوعى گناه است ، زيرا او از / 368 مسئوليّت اجتماعى مىگريزد . پس از اين ، قرآن تأكيد مىكند بر ضرورت تفاوت و تميز دادن پيامبر از ديگران به عنوان فرمانده و ابلاغ كنندهء رسالت كه او را شخصيّتى داراى تأثيرى فعّال در صدور و واجب ساختن فرمانها و آموزشها مىسازد و آنان را كه از فرمانهاى او سرپيچى كنند به شدّت از گرفتار شدن به فتنه بر حذر مىدارد ، كه بارزترين نوع اين فتنه‌ها همانا تسلّط گردنكشان يا عذاب درد آور در آخرت است . آن گاه پروردگار ما را از ذات متعال خود پرهيز مىدهد ، مگر نه اين كه آنچه در آسمانها و زمين وجود دارد از آن اوست و او بدانچه ما بر آنيم از خير يا شرّ آگاه است ؟ و هنگامى كه نزد او باز گرديم تمام كارهاى ما را به ما خبر مىدهد ، و بر هر چيزى داناست ، پس بهانه و توجيه و دورويى و نيرنگ ذاتى براى چيست ؟

شرح آيات :

[ 62 ] اسلام مىخواهد كه اجتماعش اجتماعى همكار و متكامل و يگانه باشد ، و فرماندهى همان رابط اجتماعى است كه جامعه را از فروپاشى و پراكندگى مصون مىدارد . و در همين نكته است كه اهميّت وحدت و نشكستن ستون فقرات جامعه نهفته است . پس براى فرد جايز نيست كه به نظرى پابند شود كه او را از مسير عمومى امّت جدا سازد ، و اين همان مقياس درست ميزان وابستگى فرد مسلمان به جامعهء اسلامى و پيوستگى حقيقى اوست . اما افرادى كه براى خود برنامه‌هايى مىريزند ، و آن را بر اجتماع فرض و واجب مىسازند ، خواه فرماندهى آن را بخواهد يا از آن امتناع كند ، ممكن نيست كه بدان اجتماع پيوسته باشند ، و اينان همان منافقان در منطق قرآن كريمند . از اين رو مىبينيم تعبير قرآنى مىگويد : « إنّما المؤمنون - همانا مؤمنان » براى تأكيد بر اين كه تنها ايشانند كه به جامعهء ايمان پيوسته‌اند ، اما
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 367 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي