را دعوت مىكند تا ميان ايشان داورى كند ، و اين فرمانبردارى نجات و رستگارى آنان را در بردارد زيرا آنان از خدا و پيامبرش اطاعت كرده و از خداوند پروا داشته و نسبت به دو پرهيزگارى كردهاند .
اكنون پرسش زير باقى مىماند :
رابطهء اين آيات با محور اصلى سورهء نور ( كه عبارت از خانواده و قضاياى اجتماعى و پرورشى پيرامون آن است ) چيست ؟
براى پاسخگويى بدين پرسش مىتوان گفت :
اوّلا : قرآن تنها به بيان درمانهايى كه بيماريها و انحرافات اجتماعى را بر طرف مىسازد اكتفاء نمىكند بلكه خود همان درمان و شفاى عوارضى است كه در دلها وجود دارد و هدايت و رحمتى است براى مؤمنان . قرآن به دادن نسخههاى سطحى و ساده اكتفاء نمىكند بلكه براى درمان انحرافات اساسى و بنيادى مىكوشد ، و از اينجاست كه مىبينيم يك آيهء قرآنى حكمى شرعى را به ما باز مىگويد و ضمنا مجازات يا پاداش الهى را در برابر آن حكم به ما يادآور مىشود .
پس حكم بيان و نسخهاى است براى درمان ، امّا تهديد به مجازات و تشويق به پاداش نيك خود ، همان درمان است ، زيرا هر يك از دو امر پرورش يا بيم دادن به نفس بشرى نيرويى از نوع ارادهء استوار مىبخشد كه در برابر انحراف مقاومت كند .
قرآن در اين سوره با ما از خانوادهء با فضيلت سخن مىگويد كه يكى از ويژگيهاى آن خانواده ايمان به خداست ، و خانهاى كه اين خانواده را در بر گرفته همان خانهء ايمان است كه نام و ياد خدا در آن بسيار است . . . و اين درمان انحرافى است كه خانواده در درون اجتماع به دام آن مىافتد ، و درمانش اين است كه :
واجب است ايمان به خدا همراه با ذكر و تسبيح انحرافات بشرى را از ميان ببرد .
/ 334 افزون بر اين ، قرآن بدين حدّ نيز اكتفاء نمىكند ، بلكه از طريق انتشار و گسترش روح ايمان در دل مردم به دادن خود دار و نيز اقدام مىكند . از اين روست كه مىبينيم به تفصيل از ايمان به خدا و يادآورى ارزشهاى حقيقى و توجّه به
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 334
مساهمون: احمد آرام
ص٣٣٤