و اين شعاير سوخت و نيرو بخش راه توحيد ، و روغن بر افروختن نور وحى در سر تا سر آفاق جهان است «
يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ
» .
/ 322 ه : آن گاه روند مطلب ما را از پاداش آنان آگاه مىسازد كه خداوند از فضل خود افزون بر عملشان به ايشان مىبخشد « نور على نور » .
قرآن از سوى ديگر صفات كفر را بيان مىكند تا ميزان فاصلهء ميان اين دو طرف را به ما نشان دهد :
الف : در حالى كه در اين جا چراغداران يا خانههاى سرفراز را مىبينيم ، در آن طرف جز سرابى در بيابانى كه حقيقتى ندارد ، و فاقد ديوار و حدود و موانع طبيعى است نمىيابيم .
ب : در اينجا نور گسترش مىيابد و منتشر مىشود ، امّا در آن جا تيرگيها بر فراز تيرگيها و موجهاى دريا وجود دارد كه ابرهاى شب و تاريكى آنها را پوشانده است .
ج : در اينجا خانههايى سرافراز و و الا ، كه نور رسالت آنها را ارجمند و جليل مىسازد و ذكر و نام بر زبان مردان وارسته از دنيا بلندا مىگيرد ، و بر بندگان احترام بدين خانهها و بزرگداشت اهل آنها ، و فرمانبردارى از ايشان واجب است ، امّا در آن سوى تيرگيها بر فراز تيرگيها انبوه شده ، نه سر پناهى از شرّ و نه حمايتى در برابر خطر وجود دارد ، آنان طاغيان و سركشانند و فرمانروايانشان ستمگرانى هستند كه بيزارى جستن از آنها واجب است . در تفسير امامان هدايت آمده است كه ظلمات « فتنههاى بنى اميّه » « 31 » است و در مورد كسانى كه روش جاهلى طاغيان و ستمگران اموى را تعقيب مىكنند نيز همين حكم جارى است .
/ 323
[ سوره النور ( 24 ) : آيات 41 تا 44 ]
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ
هامش
( 31 ) - همان مأخذ ، ص 611 .