هرگز . . . بلكه به ارادهاى است كه به زمان نياز ندارد ، و رنجى متحمّل نمىشود ، و همانا فقط لحظهاى ارادهء آفريده شده و دمى رحمت بخشيده شده است .
اسلام چيزى جز حكمت استوار بر پايهء اين انديشه نيست كه : «
وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها
« 27 » - زمين به نور پروردگارش روشن شد » و شايد ما آن را به نام بينشهاى نور بناميم ، كه اينك مجال گفت و گو از ابعاد پهناور اسلامى آن نيست ، و ما فقط براى آن اين مطلب را بيان و عنوان كرديم تا جنبهء ديگر آن را بشناسيم ، و آن اين است كه نورى كه در دل / 313 و در جامعه وجود دارد همان نورى است كه در زندگى تشريعى انسان وجود دارد ، و همان است كه در زندگى تكوينى او نيز موجود است .
و اگر خداى تعالى فيض نور خود را از آسمانها و زمين باز دارد در كمتر از يك لحظه هر دو نابود مىشوند ، همچنين اگر فيض نور رسالتش را از بشر در زندگى تشريعى و اجتماعيشان بازدارد بيگمان ظلم و تيرگى حكمفرما خواهد شد .
از اين رو نور خدا در تشريع همچون چراغى است در چراغدانى ( و مشكاة - چراغدان ، محفظهاى است كه در ديوارى تعبيه كنند و درون آن را شيشه نصب كنند تا نور چراغى را كه در آن نهادهاند بازتاباند و افزون كند ) و وظيفهء آن چراغدان بازتاباندن و متمركز ساختن نور است . بهترين روغنى كه در آن عهد براى ايجاد روشنايى به كار مىرفت روغن زيتون بود كه درختش را بر فراز كوهها مىكارند و هنگام بر آمدن آفتاب تا نيمروز سمت چپ كوه سايه نمىگيرد و از نيمروز تا غروب نيز سمت راستش سايه گير نيست . پس درختى است نه شرقى و نه غربى ، و هر چه آن روغن صافىتر بود نورش نيز پرفروغتر بود . . . و بنگريد كه وقتى مايهء روشنى چراغى روغن زيتون باشد و چراغ در چراغدانى در پشت شيشه قرار گيرد چه قدر نورش تابناك و درخشان خواهد شد ؟ ! همچنين نور خداوند كه به صورت وحى به پايين مىتابد و در دل پيامبر پاك نهاد پاكيزه ( ص ) جاى مىگيرد ، همچون چراغى است كه پرتو خود را از روغن
هامش
( 27 ) - الزمر / 69 .