استيناس از لفظ « انس » گرفته شده و ضرورت مراعات جوانب عاطفى را مىرساند ، نه كلمات خشن ، يا بانگ بلند يا در كوفتن سخت را ، بلكه بر نرمش و محبت و لطف ورزى و دوستدارى دلالت مىكند . در خبر آمده است كه « استيناس ( يعنى درخواست انس و الفت كردن ) عبارت است از بيرون آوردن كفش و سلام گفتن ( به اهل خانه ) » « 10 » و از ابى ايوب انصارى نقل شده است كه گفت : به پيامبر ( ص ) عرض كرديم : اى پيامبر خدا استيناس چيست ؟ گفت : اين كه مرد به تسبيح و ستايش و تكبير سخن گويد و بر اهل خانه آواى سرفه بر آورد « 11 » و سپس سلام گويد تا حسن نيّت و سلامت قصد خود را اشعار كند . اين ترتيب از طبيعت بشرى نيز دور و نسبت بدان نادر و شگفت نيست بلكه با آن هماهنگ و همراه است . همچنين است ديگر احكام و آداب در اسلام كه همه با سرشت و عقل بشر موافقت و مطابقت دارد ، و اين آن چيزى است كه اين آيه كه انسان را به ياد آورى بر مىانگيزد بدان اشاره مىكند . بارى ، بسيارى از حقايق را مردم مىشناسند و با آنها آشنايى دارند ، ولى آنها را فراموش كردهاند و نياز بدان دارند كه بينديشند تا آنها را به ياد آورند .
[ 28 ] «
فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَ إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكى لَكُمْ
- و اگر در خانه كسى را نيافتيد ، داخل مشويد تا شما را رخصت دهند . و اگر گويند : باز گرديد ؛ باز گرديد . اين برايتان پاكيزهتر است . . . » اگر كسى كه صلاحيّت دادن اجازهء ورود را دارد در خانه نبود ، يا مالك خانه وجود داشت ولى اجازهء ورود نداد بايد مراجعه كننده بدان خانه باز گردد ، و در اين كار پاكيزهسازى جامعه نهفته است ، يعنى اخلاقيّات و روابط پاكيزه را در جامعه رشد مىدهد ، متون اسلامى بر كسب اجازهء ورود و آداب آن پيش از وارد شدن به خانهها تأكيد بسيار كردهاند .
هامش
( 10 ) - نور الثقلين ، ج 3 ، ص 585 .
( 11 ) - همان مأخذ .