مردى از پيامبر خدا ( ص ) با در آوردن صداى سرفه و تنحنح اجازهء ورود مىخواست . پيامبر ( ص ) به زنى كه روضه نام داشت فرمود : نزد اين مرد برو و به دو بياموز و به او بگوى : بگو سلام بر شما ، آيا وارد بشوم ؟ آن مرد اين سخن را شنيد / 293 و به وى هم چنان گفت ، آن گاه ( پيامبر ، ص ) به دو گفت : « وارد شو » « 12 » .
مردى از رسول اكرم پرسيد آيا اجازهء ورود خواستن از مادر ضرورتى دارد ؟
و افزود كه مادر مرا خدمتگزارى جز من نيست آيا هر بار كه نزد او مىروم بايد از وى اجازهء ورود بگيرم ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : آيا دوست دارى كه مادرت را برهنه ببينى ؟ آن مرد گفت : نه ، حضرتش فرمود : پس از وى هر بار اجازهء ورود بگير . « 13 » روش پيامبر ( ص ) چنين بوده است . جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت كرد و گفت : « پيامبر خدا به قصد ديدار فاطمه - عليها السلام - بيرون آمد و من در خدمتش بودم چون به در خانهء وى رسيد ، دست بر در نهاد و آن را به درون راند و سپس گفت : سلام بر شما . فاطمه - عليها سلام - گفت : سلام بر تو اى رسول خدا . پيامبر گفت : آيا وارد شوم ؟ فاطمه گفت : اى رسول اللَّه ، وارد شويد ، پيامبر گفت : با كسى كه همراه من است وارد شوم ؟ فاطمه گفت اى رسول اللَّه من پوششى بر سر ندارم ، پيامبر گفت : دستهء ملحفه را بگير و با آن سر خود را بپوشان وى چنان كرد . آن گاه پيامبر گفت : سلام بر شما ، وى گفت : و سلام بر تو اى رسول اللَّه . پيامبر گفت : آيا وارد شوم ؟ فاطمه گفت : آرى ، اى رسول اللَّه . پيامبر گفت : من و آن كس كه همراه من است ( هر دو وارد شويم ) ؟ فاطمه گفت : آرى با آن كس كه همراه داريد وارد شويد » « 14 » .
اسلام بدين ظرافت و دقّت و مهرورزى ما را ادب آموخته است .
شايسته است كه به پايان اين آيات هشيارانه توجّه كنيم ، زيرا عادتا پايان آنها كليدهاى آنهاست ، چنان كه آيات اخير اين سوره كليدهاى آن است ، و در
هامش
( 12 ) - همان مأخذ ، ص 586 .
( 13 ) - همان مأخذ .
( 14 ) - همان مأخذ ، ص 587 .