خورشيد و نور ماه و حركت زمين و جنبش موجودات زنده در آن گرفته تا نظامهاى ديگر موجودات همه و همه براى آن آفريده شدهاند كه به وجود بشر خدمت كنند و هر يك براى كار و هدفى معيّن خلق شدهاند ، آيا در اين صورت آفرينش خود انسان بدون هدف بوده است ؟ ! منزّه است خدا ! از اينجاست كه شخصى از امام صادق ( ع ) پرسيد : چرا خدا آفريدگان را آفريد ؟ و آن حضرت پاسخ داد : « خداى تبارك و تعالى آفريدگان خود را بيهوده نيافريد ، و آنها را سر خود رها نكرد ، بلكه آنها را آفريد تا قدرت خود را نشان دهد و آنان را مكلّف به طاعت خود كند » .
«
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ
- هيچ خدايى جز او نيست .
پروردگار عرش بزرگوار است . » پس خدا پروردگار سلطه و توانايى مطلق است ، ولى توانايى مطلق او سلطهاى است بزرگوارانه و حكيمانه ، و با بيهودگى نيست ، تا ما را بدون هدفى آفريده باشد .
[ 117 ] «
وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّما حِسابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ
- آن كس كه جز خداى يكتا خدايى ديگر را مىخواند كه به حقّانيّتش هيچ برهانى ندارد ، جز اين نيست كه حسابش نزد پروردگارش خواهد بود . . . » حتى اگر ديگرى را غير از خداى يكتا بپرستد بدان وسيله از زير سلطه و فرمانروانى مطلق خدا خارج نمىشود و حساب و جزاى او نزد خدا خواهد بود .
«
إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ
- همانا كافران رستگار نمىشوند . » / 243 آن بخش از آيه از حسابرسى سخن مىگفت ، در حالى اين مقطع پايانى از پاداش سخن مىگويد ، و اينجاست كه معادلهاى ميان آغاز اين سوره مىيابيم كه مىگويد : «
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ
- به تحقيق ، رستگار شدند مؤمنان » و پايان آن كه رستگارى را از كافران نفى مىكند .
شرك ، به ضرورت ، اين نيست كه انسان وجود آفرينندهاى جز خدا را تصوّر كند ، بلكه به فرمانبردارى از اشخاص ، از قبيل صاحبان مال و سلطه ، بدون برهانى الهى نيز هست .