[ 118 ] انسان بنا بر طبيعت خاكى خود به جانب زمين شرك كشيده مىشود و مىانديشد كه آن كه به دو روزى مىدهد پدر و مادر اوست و آن كه بر او فرمان مىراند همان سلطهء سياسى و قدرت مسلّط بر كشور و سرزمين اوست و آن كه او را هدايت مىكند همان راديو و تلويزيون است . ولى انسان با عقل و اراده و ايمان خود مىتواند خود را از اين طبيعت به نحو كامل برهاند و بركند و در آسمان توحيد به پرواز درآيد تا ببيند همهء كارها و امور به دست خدايى است كه وى به دو تسليم شده و سر سپرده است .
از مشكلات انسان اين است كه اين طبيعت حتى وقتى كه وى ايمان آورده است با او همراه است ، از اين رو گاه بدان پاسخ مثبت مىدهد و گاه با آن مىستيزد و بر آن غلبه مىيابد ، و شركى كه بشر بدان دچار مىشود پنهان است و دل از شرك به كلّى تهى نمىشود و خالى نمىماند ، امّا خداوند به انسان مؤمن برنامهاى براى رويارويى با اين مشكل و گرفتارى مىدهد و مىگويد :
«
وَ قُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ
- و بگو : اى پروردگار من بيامرز و رحمت آور و تو بهترين رحمت آورندگانى . » نيرو بخش انسان همان آمرزش طلبى است ، و همراه شدن آمرزش طلبى با رحمت - در اين آيه - براى آن است كه ما نوميد نشويم تا هنگام گناه ، خواه بزرگ يا كوچك ، آمرزش طلبى و توبه را ترك كنيم .
ما به نوبهء خود از درگاه او مسئلت داريم كه بر ما رحمت آورد و ما را در زمرهء مؤمنانى كه به رستگارى نايل مىشوند قرار دهد .