خدا ( ص ) نيز نقل كردهاند كه بر اثر آن اين آيه نازل شد كه «
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ
« 42 » - پس به سوى خدا بگريزيد » و تفاوت ميان انديشهء نخستين كه منفى است و دوّمى كه مثبت است در اين است كه اين يك ما را دعوت مىكند كه هنگام مشاهدهء بلا دست بسته نايستيم ، بلكه به سوى خدا بگريزيم و به دو پناه بريم ، پس از دست تيرانداز هم به دو پناه مىجوييم ، و از خشمش به مهرش متوسّل مىشويم . ( همچون كودكى كه وقتى از مادر خود پرخاشى بيند ، هم به دامان او پناه مىبرد . - م . ) در دعايى منقول پشت در پشت ( از ائمهء اطهار ) مىخوانيم :
« از كجا مرا خيرى به دست آيد كه خير جز نزد تو به دست نيايد ؟ و از كجا مرا نجات حاصل شود كه نجات دادن جز به دست تو كس را نشايد ؟ نه آن كس كه نكويى كند از كمك و رحمت تو بىنياز شود ، و نه آن كس كه بدى كند و بر تو جسارت ورزد از حيطهء قدرت تو بيرون رود » .
[ 89 ] هر چه از اين مقولات از آنها بپرسى ، «
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ
- خواهند گفت : از آن خداست . . . » / 229 و اين پاسخ را بنا بر فطرت و سرشت خود مىدهند .
«
قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ
- بگو : پس چرا فريب مىخوريد ؟ » از جانب ديگران فريب مىخوريد و مشاعر و ارادهء شما را مىربايند .
[ 90 ] «
بَلْ أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
- نه ، ما بر آنان سخن راست فرستاديم و آنان دروغ مىگويند . » دروغگويى مرحلهاى خطرناك از كفر و انكار است ، كه در آن صورت بشر حق را نه از روى جهل و نادانى نسبت بدان بلكه با آگاهى و هشيارى بدين امر كه به يقين حقّ است ، مورد انكار قرار مىدهد .
[ 91 ] از بزرگترين دروغهاى آنها اين بود كه ادّعا مىكردند خدا را فرزندى و شريكى است . و قرآن سخن اين دروغگويان را نفى مىكند آنجا كه مىگويد :
هامش
( 42 ) - الذاريات / 50 .