پيشرفتشان است ، يا كشورهاى سرمايهدارى مىپندارند كه نظام آنها سبب پيشرفت و تمدنشان شده است و دنيا را از جار و جنجال خود پر كردهاند كه اقتصاد آزاد سبب پيشرفت است .
در حالى كه مىبينيم وقتى بذر سرمايهدارى را در جهان سوّم كاشتند ، چيزى جز عقب ماندگى بيشتر به بار نياورد ، و همچنين سوسياليسم را وقتى به جهان پيشرفته تزريق كردند جز نكبت و درماندگى حاصلى نداد ، و بدين سان در مىيابيم كه نه سوسياليسم و نه سرمايهدارى هيچ يك سبب پيشرفت اين يا آن دولت نبوده است .
« العمه » نابينايى مادر زادى است و چنان نابينايى نمىتواند هرگز چيزى را ( با حسّ بينايى ) تميز و تشخيص دهد ، ولى كسى كه پس از مدّتى بينايى نابينا شده مىتواند بعضى چيزها را با تكيه بر حافظه و ديگر حواس خود تشخيص دهد .
[ 76 - 77 ] همچنين اگر خدا آنها را گرفتار انواع عذاب سازد ، از انحراف خود باز نمىگردند ، و به درگاه او لابه و زارى نمىكنند ، بلكه مىبينى به جاى توسّل به خدا به اين و آن تكيه مىكنند ، مثلا راه حلّ قحطى و گرسنگى در نظر آنها تكيه كردن به كمكهاى نظامهاى كافر است ، به جاى آن كه چارهء آن را در بازگشت به سوى خدا و دست برداشتن به سوى او ، و تغيير دادن خويشتن ، و كوشش ، و تعاون و دانش و عدالت بدانند .
«
وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ
- به عذاب گرفتارشان كرديم پس در مقابل پروردگارشان نه فروتنى كردند و نه تضرّع . » / 216 در روايتى از امام باقر - عليه السّلام - آمده است :
« الاستكانة ، همان فروتنى است ، و التضرّع ، برداشتن دو دست به درگاه خدا و التماس و لابه كردن با هر دو دست باشد » « 33 » .
اصولا دو گونه عذاب وجود دارد :
هامش
( 33 ) - بحار الانوار ، ج 46 ، ص 549 .