كرد ، ولى نمىداند كه ايمان اجتماع را به سوى قانونى متكامل به پيش مىراند كه همكارى و تعاون و عدالت و فعّاليت را گسترش مىدهد و در چنين اجتماعى انسان مىتواند داراييى بيشتر و سعادتى افزونتر به دست آورد ، گر چه آنچه را در راه خدا مىپردازد از قبيل خمس يا زكات يا فعّاليت و خدمات ، خسارت و زيان محسوب دارد ، زيرا او نمىداند كه همين گردش و تقسيم دارايى به صورت عادلانه به فعاليّت اجتماع و در نتيجه به رشد اقتصادى كمك مىكند .
نگرش انسان به زندگى از خلال شناخت او نسبت به خدا ، به دو مىفهماند كه بخشش و انفاق او در راه خدا چيزى از وى نمىكاهد ، بلكه دارايى و نيكبختى او را مىافزايد ، وانگهى از طريق همين شناخت بر او آشكار خواهد شد / 213 كه خداوند به دارايى و خدمات او نيازى ندارد ، بلكه آنچه انفاق مىكند براى خود و براى گردش دارايى و توزيع و تقسيم عادلانهء آن و به خاطر پاكسازى دل خود از پليدى بخل و زدودن آفت طبقاتى بودن اجتماع مىكند .
«
أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً
- يا تو از آنها مزدى مىطلبى ؟ . . . » « خرج » چيزى است كه انفاق مىكنند و گويى از اموال آنها بيرون مىرود ، و اين كلمه در برابر « دخل » يا در آمد قرار دارد .
«
فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ
- مزد پروردگارت بهتر است . . . » چگونه پيامبرى كه مشمول بركت خداست از بشر ناتوان نيازمند چيزى طلب كند ؟ و نزد كسى كه خورشيد و ماه در برابر او ناچيزند دارايى جهان چه ارزش و بهايى تواند داشت ؟
«
وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
- و او بهترين روزى دهندگان است . » پس خدا روزى دهندهء اصلى است كه عطا و بخشش او حدّ و اندازه ، و خوار كردنى همراه ندارد ، و خود بىنياز و ستوده است .
[ 73 ] «
وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
- هر آينه تو به راه راستشان مىخوانى . » تو ، اى پيغمبر آنان را به پيروى از برنامههايى درست براى زندگيشان