اين آيه و آيات بعد از آن بر تفاوتهاى موجود ميان اجتماع مؤمن و اجتماعى ديگر كه بنا بر مصالح / 195 شخصى بر اساس مال و افراد بنا شده تأكيد مىكند ، و آن تفاوتها از اين قرار است :
الف - بيم داشتن از كردار ، بدين معنى كه مؤمنان هيچگاه اعمال نيك خود را به چيزى محسوب نمىدارند و همواره احساس تقصير خدمت و كوتاهى در عبادت آنان را بيمناك نگه مىدارد زيرا احساس مىكنند كه به خشنودى خدا نرسيدهاند ، و اين احساس عزيمت و پافشارى آنان را بر تقديم چيزهايى افزونتر و به كار بردن اخلاصى نابتر وا مىدارد . امّا منافقان به اعمال خود دلخوش مىشوند و آنها را بزرگ مىشمارند و از آنجا كه خود را در حد كمال و دورى از گناه مىبينند انتقاد نسبت به خويشتن را نمىپذيرند ، در حالى كه آن گروه مؤمن انتقاد سازنده را با كمال ميل استقبال مىكنند و مىپذيرند . تا آنجا كه خود خويشتن را متّهم به قصور و كوتاهى در عمل مىكنند كه شايد اشتباهى كرده يا غفلتى ورزيده باشند . محور اين مقايسه همان وجود بيم در دستهاى و فقدان آن در دستهء ديگر است . پس مؤمنان هر چه انجام مىدهند هم چنان ارادهء انجام بقيّهء آن را دارند و از تقصير در عمل بيمناكند و گريبان خود را از چنگ دوزخ رها نمىشمارند .
در نهج البلاغه از امير مؤمنان امام على - عليه السّلام - در توصيف مؤمنان آمده است : « اگر خدا رخصت كبر ورزيدن را به يكى از بندگانش مىداد ، بيقين چنين منّتى را بر پيامبران گزيده و دوستانش مىنهاد ، ليكن خداى سبحان بزرگى فروشى را بر آنان ناپسند ديد و فروتنيشان را پسنديد . پس پيامبران ( از روى فروتنى ) گونههاى خود را بر زمين چسبانيدند ، و چهرههاى خود را به خاك ماليدند ، و برابر مؤمنان فروتنى نمودند و خود مردمانى مستضعف بودند . خدايشان به گرسنگى آزمود و به سختى مبتلاشان فرمود ، و با ترس و بيمها امتحانشان كرد و با زير و زبر كردنشان در سختيها ، ايمانشان را پديد آورد . پس مال و فرزندان را ميزان خشم يا خشنودى خدا مينگاريد و آزمايش و امتحان او را نشانهء توانگرى و توانايى
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 195
مساهمون: احمد آرام
ص١٩٥