براى خدا كار مىكنند ؟ ! بر مؤمنان واجب است كه به موجب آنچه شرع و عقل به آنان فرمان مىدهد و به ايشان ديكته مىكند ، بى آن كه به خرسندى مردم چشم داشته باشند ، عمل كنند .
پيداست كه اسلام مردم را به عقل و خردشان ارجاع مىدهد ، خردى به دور از هوى و فشارها كه خداوند همان را حجّت ميان خود و بندگان قرار داده است .
پس چيزهاى پاكيزه و خوشى كه اين آيه ما را به بهرهگيرى از آنها فرا مىخواند ، چيزهايى كه عقل و خرد را استوار سازد ، و همچنين است مراد از كردارهاى شايسته . شرع عقل را به تكاپو مىافكند و آن را متبلور مىسازد و بدان شكل مىبخشد . در حديث آمده است :
« خرد سفيرى است پنهان و سفير خردى است آشكار » .
[ 52 ] مقياسهايى كه خداوند سبحان براى سنجش ايمان وضع كرده ، چنان است كه حقيقت بسيارى از كسانى را كه ادّعاى ايمان مىكنند آشكار مىسازد ، زيرا مقياس ايمان و حقيقت آن نه آن چيزى است كه بشر ادّعا مىكند يا بدان باور دارد ، بلكه چيزى است كه خداوند به عنوان قانون و سنّت الهى وضع كرده و خود از واقعيّت هر انسان و هر اجتماعى به خوبى آگاهى دارد .
/ 192 دشوارى قضيّه در اين است كه انسانى كه در احساس ساده به ايمان راستين خويش غرق شده و چنين پندارى به سرش راه يافته خطاى اين ادّعاى خود را جز بعد از فوت وقت در نمىيابد . يعنى هنگامى كه مرگ او را از سراى آزمون و كار و كردار به سراى حساب و پاداش منتقل مىكند و در آنجا نمىتواند هيچ چيزى را در مورد خويش تغيير دهد يا جبران كند .
بنا بر اين ناگزير بايد مقياسهاى شخصى خود را به كنارى بگذاريم و به جست و جوى مقياسها و ميزانهاى حقيقى الهى بر آييم كه حجّت ميان ما و خداوند سبحان به هنگام حساب و پاداش است . نه براى آن كه ديگران را قانع سازيم كه مؤمن هستيم ، زيرا آنان با ديدن انجام دادن شعائر ظاهرى به وسيلهء ما يا خودشان بدين امر قانع مىشوند كه انجام دهندهء اين شعائر و ظواهر مؤمن است ، وانگهى آدمى
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 191
مساهمون: احمد آرام
ص١٩١