تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
مىزيست . در همسايگى كهكشان ما كهكشانى ديگر وجود داشت ، و در يكى از مجموعه‌هاى شمسى آن ، در يكى از ستارگانش ، و در يكى از اقليمهايش رودى بود كه ماهيى داشت . آن گاه تصادفا اين مرد قلّاب ماهيگيرى خود را پرتاب كرد ، آن قلّاب از سيّارهء ما پريد و مجموعهء شمسى را در نورديد و از كهكشان ما گذشت و داخل كهكشان دوّم و سپس مجموعهء شمسى معيّنى از آن كهكشان و همان ستاره و همان اقليم و همان رودخانه شد و سر آن ماهى بدان قلّاب بند شد ) ! [ 14 ] «
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً
آن گاه از آن نطفه ، لخته خونى آفريديم . . . » / 161 يعنى آن نطفه تبديل به دو نطفهء پدر و مادر شد ، و به يكديگر پيوستند و لخته خونى شدند . «
فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً
- پس از آن لخته خون ، پاره گوشتى آفريديم . . . » « المضغة » مقدارى گوشت است كه به اندازهء جويدن باشد . «
فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
- و از آن پاره گوشت استخوانها آفريديم و استخوانها را به گوشت پوشانديم ؛ بار ديگر به دو آفرينشى ديگر داديم . در خور تعظيم است خداوند ، آن بهترين آفرينندگان . » ملاحظه مىشود كه در آيات ( 12 - 14 ) هفت فعل آمده است كه نقش ارادهء الهى را در تحوّلاتى كه انسان از حالت گل تا تبديل به بشرى درست اندام مىپيمايد ، بيان مىكند . اين هفت فعل عبارت است از : آفريديم ، قرار داديم ، آفريديم ، آفريديم ، پوشانديم و داديم ، و اين براى آن است كه انسان تصوّر نكند اين قانون طبيعى است كه مىآفريند ، هرگز . . . بلكه خداست كه مسلّط و مدبّر فراتر از قانون است «
وَ ما كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِينَ
« 14 » - و حال آن كه از اين مخلوق غافل
هامش
( 14 ) - مؤمنون / 17 .