تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
گاه اين شريعت را با شريعت موسى نسخ كرد ، سپس آن را با شريعت عيسى و سپس آن را با شريعت محمّد ( ص ) نسخ فرمود . اين تفسير درست است ، امّا كافى نيست ، زيرا در اين شريعتها با وجود وحدت رسالت و وحدت نبوّت احكام مختلف است و نيز واجبات و تكاليف فردى نسبت به فرد ديگر بر حسب اوضاع و احوال و شرايط مكانى و زمانى و اقتصادى و ديگر چيزها تفاوت مىكند . از باب اولى اگر اين مسأله بر ملّتها و امّتها تسرّى داده شود در حالى كه ملاك و مقياس سنجش اين شرايط يكى و همان وحى خداى سبحان است ، و بر انسان تكليفى نيست مگر اطاعت و سر سپردن به كسى كه آفرينش و امر از آن اوست و ما دام كه خدا همان پروردگار و واضع تمام شريعتهاست ، در اين صورت اختلاف براى چيست ؟ ! پس در اين حال بايد توجّهمان را به اصلاح ميان خود معطوف داريم تا صلح و امنيّت تمام معمورهء جهان را فرا گيرد . شايد اين آيه همين مطلب را مىرساند كه بحث دربارهء جزئيّات مناسك و مراسم عبادى سودى ندارد ، بلكه / 121 بايد در پيرامون اصل درستى رسالت گفت و گو شود ، آن گاه وقتى آدمى يقين كرد كه پيامبر از راهى راست و مستقيم مردم را به سوى خدا مىخواند ، مجادله در فروع و جزئيات روا نيست . و نيز اين كه : چرا نماز به سوى كعبه باشد و به سوى مسجد الاقصى نباشد ؟ و چرا روزه در ماه رمضان باشد و در روزهاى عيد فطر نباشد ؟ و چرا اسلام چيزهايى را كه شريعت موسى نهى كرده حرام نشمرده است و امثال اين « چرا » ها كه كافران در آنها مجادله مىكنند و آنها را وسيلهء انكارهاى خود قرار مىدهند ، و مطالبى كه هم چنان بعضى گروه‌هاى تحصيل كرده آنها را مادّهء جدل بىثمر خود قرار مىدهند ، و بدين ترتيب فسق و كفر خود را نسبت به دين توجيه و تعليل مىكنند . اساسا هر چه عصبيّت و دسته و گروه گرايى بشر را از روش سالم باز دارد و دلايل او در ردّ اصول توفيق نيابد و كار آمد نباشد ، شروع به مناقشه در جزئيات و فروعى مىكند كه نه خود بدانها علمى دارد و نه كسى مىتواند ديگرى را در آن
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 120 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي