آيه همچنين برساند كه ضرورتا اختلافات نبايد موجب جنگ و نبرد شود ، بلكه اين انسان است كه بر اين اختلافات رنگ دشمنى و خصومت مىزند .
[ 70 ] «
أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّ ذلِكَ فِي كِتابٍ
- آيا ندانستهاى كه خدا هر چه را كه در آسمانها و زمين است مىداند ؟ و اين در كتابى نوشته است . . . » خداوند آنچه را در آسمان و زمين مىگذرد مىداند ، و همه چيز نزد او در لوح محفوظ كه در اينجا آن را قرآن مىنامد نوشته شده است ، و اين دو مطلب است : علم و آگاهى خدا ، و ضبط رويدادها نزد او . و اين دو اندرزى است رسا براى انسان در صورتى كه نيك بدان دو بنگرد و دريابد كه تمام گفتارها و كردارهاى او ، و معتقدات و باورهايش همه و همه مورد مراقبت و نظارت قرار دارد ، در نتيجه براى اصلاح همه چيز خود اقدام مىكند و از هر انحرافى كه فطرت و سرشت الهى او را جريحهدار كند دورى مىجويد .
«
إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ
- و اين كارى است بر خدا آسان . » با وجود آن كه حساب كردن دقيق آنچه در لوح محفوظ قرار دارد فوق تصوّرات بشر است ، با اينهمه اين كار بر خدا بسيار آسان است .
در واقع كردارها آثارى به ثبت مىرسانند كه در صفحههاى گوناگون محو نمىشود و جز اصحاب / 123 علم و دانش نمىتوانند آنها را بخوانند . . . هر چه علم پيشرفت ژرف نگرى و پرداختن دقيق به شناخت آثارى كه اين ظواهر و عوارض را بر جاى مىگذارد بيشتر مىشود . برجستهترين مثال اين امر بيمارى است كه آثارى بر تمام اندامها مىگذارد ، بر جريان گردش خون انسان ، و شبكهء غدّههاى او ، و ترشّحات ياختههايش ، و نسجهاى گوناگون پيكر او . . . با اين تفاوت كه علماى پزشكى از دورهاى تا دورهء ديگر در قدرت تشخيص بيمارى از خلال اين آثار مختلفند ، برخى به وسيلهء نبض و ضربههاى قلب يا رنگ پوست و چهره يا خطوط كف دست بيمارى را تشخيص مىدهند و برخى به وسيلهء موجهاى الكتريكى برخاسته از حركت قلب يا مغز يا تجزيه و تحليل خون و ترشّحات . همچنين مىبينى كه اين تأثيرات بر لوح