است كه اين برنامه ، عكسالعمل مساعدى نخواهد داشت .
و اگر با شناختن ايشان ملازم نباشد و متنكراً و به طور ناشناس باشد ، اين ظهور و غيبت نيست ، بلكه استمرار غيبت است ؛ زيرا كه با مداخله داشتن در امور ، بحسب امكان و مصالح ، ( كه البته اين مداخله هست ، هر چند ما نحوه دخالت ايشان را ندانيم ) از كجا معلوم كه آن حضرت مثلا در جنگهاى صليبى شركت نكرده باشند اما تحت فرمان كسى نبودهاند ؟ و يا اينكه اصحاب و خواص ايشان به فرمان ايشان شركت نجسته باشند ؟
ما در حوادث بسيار ، تأثير غيبى مىبينيم ، كه اگر عنايت غيبى نبود ، وضع آن حوادث طور ديگر گشته بود و فاتحهء اسلام خوانده شده بود يا صدمات جبران ناپذيرى وارد مىشد . اين حوادث بسيار است ، حتى در عصر خود ما نيز مىتوانيم مواردى را نشان بدهيم .
يك نفر پزشك ، داستانى را از يكى از مجروحين جنگهاى نواحى خراسان - كه او را از اوتاد و وابستگان به حضرت شناخته و عجايب مهمى از وى ديده بود - نقل مىكرد . متأسفانه هم از جهت اينكه حكايت ، طولانى بود و هم به دليل مرور زمان و اينكه وقتى اين حكايت را براى مرحوم آيتالله والد طابثراه نقل مىنمود ، من طفل بودم و كاملًا آن را در ذهن نسپردم ، نمىتوانم به نحو صحيح و خالى از تحريف ، نقل كنم ؛ ولى آن حكايت اين موضوع را كاملًا روشن مىساخت كه افرادى هستند كه در بعضى از امور و كارها و حوادث ، وارد مىشوند .
حال اسم آنها هر چه باشد ، رجالالغيب يا ابدال يا اوتاد يا اصحاب خاص امام عليه السلام بالأخره معلوم است كه تحت نظر و فرمان ولى امر عجلالله تعالى فرجه انجام وظيفه مىنمايند .
پاسخ به ده پرسش (پيرامون امامت ، خصائص و اوصاف حضرت مهدى ع) (فارسى) — صفحة 69
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٦٩