چرا حضرت ولى عصر عجلالله تعالى فرجه براى رفع ظلم و ارشاد مردم ، تا حدودى كه ممكن است ، ظاهر نمىشوند ؟ مگر امكان ندارد كه تا وقت ظهور كلى كه در شرايط خاص و آماده شدن طبيعت جهان و جهانيان واقع مىشود ، امام عليهالسّلام در مناسبات و فرصتهايى ظاهر شوند و راهنمايىهايى بنمايند ؟ و به دوستان و شيعيان و حقپرستان مددهايى بدهند ، و هر زمان خطرى براى ذات شريفشان پيش آمد ، يا مصلحتى اقتضا كرد ، غايب شوند ؟ و به همين نحو ، ظهورهاى جزيى ، يكى بعد از ديگرى داشته باشند تا آن ظهور كلى فرا رسد ؟
اين نحو ظهور و غيبت ، خلاف مصلحت نبوات و خلاف مصالح تربيتى جامعه است ؛ و مانند مداخله يك قوه مستمر غيبى در كار اختيار بشر و سلب اختيار از انسان مىباشد ؛ و بالاخره با هدف خلقت انسان ، تكامل عادى و اختيارى و سير ارادى و تدريجى او به سوى كمالى كه :
( انّا خَلَقْنَا الانْسانَ مِنْ نُطْفَة أَمْشاج نَبْتَليهِ فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً ) « 1 »
ما او را از آب نطفه مختلط خلق كرديم و داراى قواى چشم و گوش گردانيديم .
آن را بيان مىدارد ، سازگار نيس - ت ؛ و موجب وقوف و بازماندن بشر از سير ترقى و
هامش
( 1 ) . سورة دهر ، آية 2 .