در اينجا مناسب است به اين مساله هم توجه شود كه اين درك شيعه ، و ايمان به اينكه حضرت در پشت پرده ، پشتيبان آنهاست و آنها را در مقاصد و اهداف اسلامى به انحاء مختلف و مناسب ، يارى مىدهد ، نهضتها و حركات اسلامى و جنبشها را مايه مىدهد ، و انسانها را اميدوار مىسازد و به جهاد و كوشش بيشتر براى برقرارى نظام اسلام تشويق مىنمايد .
آخرين نكتهاى كه در اينجا تذكر آن لازم است اين است كه : اين طرحها و پرسشها در برابر يك امر واقع شده غيبت امام عليهالسّلام ، از جانب افرادى كه در تعيين برنامه آن حضرت صلاحيّت دخالت ندارند ، اگر از جنبه فكرى تا حدّى مفيد شمرده شود ، از جنبه عملى اثرى ندارد و واقعيت را عوض نمىسازد .
غيبت به اين نحو كه واقع شده ، واقع شده است ؛ مثل اينكه انسان يا مخلوقات ديگر ، همه و همه ، به همين نحو كه آفريده شدهاند ، آفريده شدهاند ، و گفتن اينكه : « چرا اين چنين شده ، و چرا آنچنان نشده است ؟ » در كار ديگرى و در دايره اختيار و سلطنت و مالكيت و آزادى ديگرى ، خصوصاً خداى عالم قادر مختار حكيم ، دخالت بيهوده است ؛ و به فرمايش حكيم طوسى :
هر چيز كه هست آن چنان مىبايد * و آن چيز كه آنچنان نمىبايد نيست
بنابراين ، از جنبه عملى بايد به برنامه اين امر واقع شده ، توجه داشت و تكاليف و وظايفى را كه داريم انجام دهيم . آنچه واقع نشده است ، نه با حيات و نه با معاش ما ، و نه با دنيا و نه با آخرت ما ، ارتباط ندارد .