استعمارگران را در بيم و هراس انداخت .
و اين ملت مسلمان و شيعه ايران بود كه در اين واقعه به دنيا اعلام كرد تابعيت رژيمى را دارد كه رهبرى آن با آيت الله مرحوم ميرزاى شيرازى اعلىالله مقامه است و تابعيت رژيم استبدادى ناصرالدين شاه را ندارد .
نظام امامت يكى از انقلابىترين و سازندهترين برنامههاى اسلامى است « 1 » كه متأسفانه از آن به طوركامل در پيشبرد مقاصد و اهداف اسلام ، امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با تجاوز و استضعاف ، استفاده نمىشود ؛ و چنان كه بايد براى عموم تبليغ نشده و ايمان به اين نظام و ابعاد آن و تعهداتى كه مؤمن به اين نظام دارد ، در يك سطح همگانى و با اهميت ، عرضه نمىشود .
به نظر اينجانب ، تمام يا عمدهء نقاط ضعف و عقب ماندگىهاى جامعه ، از عدم توجه به اين برنامه و مشخص نكردن تابعيت و ملتزم نبودن به لوازم عقيده به امامت و نشناختن آن ، مايه گرفته است ؛ و اينكه بسيارى امامت را در عصر حاضر يك امر اعتقادى خارج از عمل مىشمارند و آن را مربوط به دوران و عصر حضور امام مىدانند ؛ و نمىدانند كه هم اكنون نيز نظام امامت قائم و برپا است و فقط تبعيت از آن ، راه نجات دنيا و عقبى است .
عقيده به نظام امامت و حكومت شرعى ، در تمام شؤون ، قدرت سازندگى دارد ، و شعبهاى از عقيدهء توحيد خالص است كه از آن انفكاك ندارد ؛ و
هامش
( 1 ) . ايمان و عقيده به اين نظام كمترين فايدهاش بازدارى و كنترل هر نظام ديگر است كه بر اوضاع مسلط شده باشد ؛ عقيده به نظام امامت ، آن نظامات غير شرعى را نيز محدود مىكند و از ديكتاتورى و مطلق العنانى آنها جلوگيرى مىنمايد ؛ و افراد را از اينكه دربست خود را در اختيار آنها بگذارند ، مانع مىشود . نظام امامت در هر مرحلهاى از نفوذ كه باشد در همان مرحله نظام بازدارى از ظلم و فساد و استضعاف است كه بيشتر از اين در اينجا مجال شرحش نيست .