رعيتى را كه در اسلام متدين گردد به ولايت هر پيشواى ستمكارى كه از جانب خدا نيست ، اگر چه رعيت در كارهاى خود نيكوكار و پرهيزكار باشد و البته عفو مىكنم از هر رعيتى كه در اسلام متدين گردد به ولايت امام عادلى كه از جانب خدا باشد ، اگر چه در ذات خود ستمگر بدكردار باشد .
از امثال اين احاديث « 1 » ، اهميت امامت و رهبرى سياسى ، و نقش آن در اجتماع معلوم مىگردد و اينكه اگر ملتى و فردى در اين اصل مسامحه كند و به نظامى كه بر اوضاع مسلط است و به شرعى بودن آن ، اعتنا نداشته باشد و در اين موضوع خود را مسؤول نشمارد اگرچه در كارهاى ديگرش مواظب دستورات شرع باشد مستحق بازخواست و عذاب خواهد شد .
و نيز از اين احاديث استفاده مىشود كه نظام امامت ، نظام محدودى نبوده و مستمر و جاودان مىباشد و به عصر حضور منحصر نيست هميشه منعقد است و هيچ گاه تعطيل نشده و نخواهد شد .
در عصر ما نيز حكومت شرعى بر اين اساس برقرار است و هيچكس در ترك اطاعت آن و قبول نظامات ديگر معذور نيست و عقيده به وجود امام عصر عليهالسّلام و حيات آن حضرت ، معنايش اعتقاد به وجود حكومت شرعى و لزوم اطاعت از اوامر و پيشنهادها و دستورات فقهاى جامعالشرايط است .
باز تكرار مىكنيم كه : منطقهء نفوذ اين حكومت ، مرز ندارد و تا هركجا
هامش
( 1 ) . مخفى نماند كه احاديث بسيار در موضوع ولايت اهلبيت عليهمالسّلام و اينكه هيچ عملى بدون ولايت نفع نمىدهد وارد است ، كه قسمتى از آنها را در كتاب « امان الامة » نقل كردهام ، و همه بر اهميت نظام امامت و اينكه بايد امت آن را تعظيم نموده و از آن اطاعت داشته باشند ، دلالت دارند .