مسلمان و شيعه باشد ، بايد نفوذ داشته باشد و هركس ما بين خود و خدا ، بايد از اين نظام تبعيت كند ، اگرچه اين نظام ، به حسب ظاهر استيلاء بر امور و تسلط حكومتهاى ظاهرى را نداشته باشد .
خلاصه ، التفات به اين مطلب بسيار لازم است كه ما يك عقيدهاى توحيدى داريم كه : لَهُ الْحُكْمُ وَ لَهُ الامْرُ ، وَ هُوَ الْحاكِمُ ، وَ هُوَ السُّلْطانُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ ، وَ هُوَ الْمَوْلى وَ هُوَ . . . و هو . . . ؛ حكم براى خدا است ، و فرمان مختص ذات او است و حاكم او است و سلطان و ولى و مولى او است و . . .
بنابراين ، هيچ كس و هيچ گروه نمىتواند بر كسى حكومت كند ، ولايت و سلطنت ندارد ، مگر به اذنالله و به حكم خدا ؛ و همه مردم بايد در تحت حكومت خدا و داخل در سلطانالله ، و مطيع احكامالله و ساكن مملكتالله باشند .
پس حكومتهايى كه مِن جانب الله نيستند ، طبق هر رژيم و برنامهاى كه باشند ، باطل ، و اطاعت از آنها بالذّات حرام است ؛ و فقط حكومت خلفاى الهى و كسانى كه از جانب آنها نيابت دارند ، شرعى و واجبالاتباع است و اين منصب براى احدى غير از آنها ثابت نيست .
خداوند متعال ما را به حقايق اين امور هدايت فرمايد .
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين
پاسخ به ده پرسش (پيرامون امامت ، خصائص و اوصاف حضرت مهدى ع) (فارسى) — صفحة 16
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٦