را پذيرفته است ، و مؤمن به خدا مىباشد ، يا مؤمن به طاغوت .
متأسفانه بيشتر مسلمانان به اين مسأله بسيار مهم توجه كافى نكرده و معنى « ولايت » را درك ننموده و از اهميت اين بُعد آن ، كه اطاعت باشد غفلت كردهاند و آنان كه خيلى مذهبى و متعهد هستند ، به انجام يك سلسله فرائض و واجبات ، و ترك محرمات ، اكتفا مىكنند .
اما از اينكه در حال حاضر چه تابعيتى بايد داشته باشند ، غفلت دارند و اگر تابعيت حكومتهاى غير شرعى را قبول نكرده باشند ، تابعيت حكومت شرعى را هم آگاهانه نپذيرفتهاند و به تعهدات و مسؤوليتهايى كه در برابر آن دارند ، توجه ندارند و تابعيت حكومت شرعى را يك مسأله و وظيفه اسلامى نشمردهاند .
طبق مذهب اهلسنت كه تشكيل حكومت شرعى ، ممكن است به فترت و سستى برخورد نمايد و در بعضى از زمانها به عللى نظام حكومت اسلامى تعطيل شود ، ممكن است در زمانى كه حكومت شرعى تشكيل نشده مسأله تابعيت از آن هم مطرح نباشد ، و بلكه بىموضوع گردد .
اما طبق مذهب « شيعه » كه نظام امامت ، رژيم دايم و مستمر است ، هميشه و در تمام شرايط ، تابعيت حكومت شرعى يك فريضه اساسى و عمده است .
حكومت ، مخصوص ذات خدا است :
« انِ الْحُكْمُ الّا لِلّهِ »
و بايد فقط خدا پرستش و اطاعت شود و اطاعت براى او خالص باشد و مردم در برابر حكومت و سلطنت و رژيم او خاضع و فرمانبر باشند :
« أَمَرَ أَلّا تَعْبُدُوا الّا ايّاهُ مُخْلِصينَ لَهُ الّدينَ »
پاسخ به ده پرسش (پيرامون امامت ، خصائص و اوصاف حضرت مهدى ع) (فارسى) — صفحة 11
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١١