باشد يا دانشجو - بايد مطيع اين رژيم و فرمانبر اين نظام و برنامههاى آن باشد ، تفاوت نمىكند كه اين نظام بر اوضاع مسلط باشد يا نباشد ؛ و حكومتهاى غاصب در امور ، مداخله داشته باشند ، يا نداشته باشند .
اين حكومت است و دين است و سياست است و رژيم و نظام ؛ پس اگر يك فرد مسلمان در دورترين نقاط چين يا اروپا يا آمريكا يا هر منطقه ديگر باشد كه حكومتهاى غير شرعى قدرت سياسى و اداره امور را در دست داشته باشند ، همان يك فرد بايد مطيع نظام الهى امامت باشد تا در نظام حكومت خدا باشد و بايد دستور العمل و برنامهء كارش را از طريق نظام امامت تعيين كند ، حتى اگر در منطقهء تحت حكومت رسمى كفار ، زندگى مىكند و كارمند مؤسسات و وزارتخانهها و ادارات آنها نيز باشد باز هم بايد فرمانبر نظام امامت باشد و از آن نظام دستور بگيرد و تابعيت آن را داشته باشد .
دور بودن از حريم و منطقهء نفوذ رسمى اين رژيم ، شخص را از اطاعت و تابعيت آن ، معاف نخواهد كرد .
ابوذر و سلمان و مقداد و عمار ياسر و اين گونه شخصيتها ، در حال تسلط نظام غاصب ، فرمانبر نظام امامت بودند ؛ و امثال على بن يقطين و محمد بن اسمعيل بن بزيع نيز ، اگر چه به ظاهر در دستگاه هارون و حكومت بنى عباس وارد بودند ، اما در عين حال از نظام امامت ، اطاعت مىكردند .
هر كس بايد مشخص سازد و تعيين كند كه در زندگى و تمام شؤون و امور خود ، از چه رژيم و نظامى اطاعت مىكند و تابع چه حكومتى است .
بايد معلوم كند كه تابعيت حكومت خدا را قبول كرده يا حكومت طاغوت
پاسخ به ده پرسش (پيرامون امامت ، خصائص و اوصاف حضرت مهدى ع) (فارسى) — صفحة 10
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٠