را آفريد ، اگر نبود حضور حاضران ، و اقامهء حجت به وجود ياوران ، و پيمانى كه خداوند از علما گرفته است كه بر پرخورى ظالمان و گرسنگى مظلومان صبر نكنند البته افسار شتر خلافت را بر گردنش رها مىساختم و محققاً در مىيافتند كه دنياى شما در نزد من از آب دماغ بز بىارزشتر است .
بنابر اين مبسوط اليد نشدن و قدرت نيافتن ائمهء طاهرين عليهم السلام بر ادارهء امور همانطور كه خواجه فرموده مستند به مردم است . در مورد حضرت صاحب الامر عجل الله تعالى فرجه الشريف نيز همين جهت معلوم بوده كه اگر ايشان هم در اين اعصار مثل آباء كرامشان در بين مردم بودند و مامور به آن برنامهء خاص نبودند حكومتهاى وقت و مردم دنيا پرست همان معاملهاى را كه با ائمهء گذشته عليهمالسلام داشتند ادامه مىدادند و بلكه با اطلاع از بشاراتى كه به آن ظهور پيروز و جهانگير شنيده بودند در فشار و اذيت و آزار به آن حضرت تا سر حد شهادت در آن عصرهايى كه مقتضيات و شرايط ظهور ، موجود نبود اقدام مىكردند ؛ چنان كه در آغاز و مقارن با ولادت آن حضرت و خصوص بعد از شهادت پدر بزرگوارش در مقام دستگيرى آن حضرت برآمدند .
بنابر اين اينكه عدم تصرف آن حضرت در امور ، به مردم مستند شود احتياج به آزمايش و امتحان جديد نداشت و در كل ، مسئلهء پياده نشدن نظام امامت و رتق و فتق امور و به دست گرفتن زمام كارها بر حسب تاريخ به متعهد نبودن مردم به نظام الهى امامت ائمه عليهم السلام مستند بود ؛ البته قضا و تقديرات خداوند عليم ، قدير حكيم نيز دركنار وضع مردم بر حسب بشارات
پاسخ به ده پرسش (پيرامون امامت ، خصائص و اوصاف حضرت مهدى ع) (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٠٩