امور ، مستند به مردم است ؛ آنچه بر خدا لازم است اتمام حجت و ارسال رسول و نصب امام و فرستادن شرايع و احكام است ؛ اگر مردم ، استقبال نكنند و همكارى ننمايند اين فوايد حاصل نمىشود ولى خداوند متعال به مقتضاى حكيميت و رحيميت و رحمانيت و ربانيت و فياضيت و هدايت و ساير صفات جماليه و براى اينكه حجتى از عباد بر او نباشد :
« لئلا يكون للناس على الله حجة » « 1 »
و مصالحى كه خود ، عالِم به آن است زمين و زمان را خالى از حجت و صاحب الامر نخواهد گذارد و همانطور كه در بعض روايات است :
« مثل الامام مثل الكعبة يؤتى و لا يأتى » « 2 »
وقتى قيام به اين وظايف عامهء ولايى بر امام واجب است كه مردم به طور جدى اظهار حضور براى فرمانبرى و امتثال از اوامر او بنمايند ؛ چنان كه از فرمايش امير المؤمنين عليه السلام در ذيل خطبهء شقشقيه استفاده مىشود :
« اما و الذي فلق الحبة و برئ النسمة لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء ان لايقاروا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم لالقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكاس اولها و لالفيتم دنياكم هذه ازهد عندي من عفطة عنز » « 3 »
آگاه باشيد ! سوگند به كسى كه دانه را شكافت و روح
هامش
( 1 ) . الاحتجاج على اهل اللجاج ، ج 1 ، ص 248 ؛ تا هيچ حجّتى به خداوند نداشته باشند .
( 2 ) . الانصاف فى النص على الائمة ، ص 181 ؛ مثل امام ، همانند كعبه است كه به سوى او روند و او به جانب كسى نيايد .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبة سوم ، فراز آخر .