مىشد ، فشار هوا تقريباً به 150 كيلو گرم بر سانتيمتر مربع مىرسيد يك جانور يك كيلوگرمى 150 كيلوگرم وزن پيدا مىكرد ، اندام آدمى به كوچكى اندام سنجاب مىشد و زندگى معقول براى چنان موجوداتى ديگر امكان پذير نبود .
اگر فاصله زمين تا خورشيد دو برابر مقدار كنونى آن بود ، حرارتى كه از خورشيد به آن مىرسيد به ربع حرارت كنونى تنزّل مىكرد ، سرعت حركت بر مدار آن نصف مىشد ، طول مدت زمستان دو برابر مىگرديد و در نتيجه همه موجودات زنده يخ مىبستند و اگر و اگر . « 1 »
آيا همه اين نظم و تقدير ، از ماده كور و نفهم است يا اثر قدرت و علم و اراده خداوند مريد است ؟
آيا خون بدن ما كه شامل تقريباً 30000 ميليارد گلبول قرمز و پنجاه ميليارد گلبول سفيد است و اين گلبولها مانند ساير سلولهاى بدن در ميان تار و پودى ثابت نشدهاند بلكه در مايعى به نام پلاسما شناورند و به اين ترتيب ، خون بافت سيالى است كه تمام قسمتهاى بدن را فرا مىگيرد و به هر سلول ، غذايى را كه به آن نيازمند است مىرساند ، در عين حال محصولات زايد زندگى بافتى را جمع آورى مىكند ، به علاوه مواد شيميايى لازم و سلولهايى كه بتوانند نواحى آسيب ديده بدن را از نو ترميم كنند نيز با خود دارد و با اين عمل شگفت انگيزش به مانند سيلابى است كه به كمك گل و لاى و تنههاى درختى كه با خود كنده و آورده است ، خانههاى خراب شده مسيرش را از نو ترميم مىكند و « 2 »
و آيا همكارى سلولهاى بدن كه حدود 1610 ميليون ميليارد است و وجود اين همه شگفتىهاى عالم سلولها ، مستند به ماده پست و بىشعور است يا به
اراده و قصد و قدرت خداى عالم و آگاه و توانا ؟
هامش
( 1 ) . اثبات وجود خدا ، ص 19 - 24 .
( 2 ) . انسان موجود ناشناخته ، ص 87 - 88 . .