تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
بروند يا هر نوع همواره ثابت باشد ؟ علوم تجربى و طبيعى نمىتواند جواب دهد كه بايد چنين باشد ؛ فقط اگر كسى نظريه تحوّل و تطور را بپذيرد بيشتر از اين نمىتواند بگويد كه چنين هست و غير از اين نيست پس هيچ ناموسى وجودش بالذات ثابت نيست و مثل هر پديده مادى ، ممكن است باشد و ممكن است نباشد . حال آيا چگونه شده است كه اين گونه‌اش پيدا شد و طور ديگر اتفاق نيفتاده ؟ پرسشى است كه مادى نمىتواند به آن پاسخ دهد ؛ چون او لزوم وجود يك نظام متقن و استوار را در عالم طبيعت نمىتواند ثابت كند ؛ زيرا قصد و هدفى را در عالم ماده قايل نيست و كاينات را به قدرت ذات حكيم و عليم خدا مستند نمىسازد تا نظام حاكم بر آن را اتم و اكمل نظام‌ها بداند . ولى الهى و موحد مىگويد كه اين عالم و اين مخلوقات و وجود اين انسان بايد چنين باشد ؛ زيرا او مبدأ آفرينش را اراده خدا مىداند و معتقد است كه در خلقت ، قصد و هدف وجود دارد و آنچه هست بايد چنين باشد و موجودى مثل انسان بر حسب حكمت و مصلحت الهى بايد چنين آفريده شود كه اگر چنين كه هست آفريده نمىشد چيز ديگرى بود و انسان آفريده نشده بود و نقض غرض لازم مىگشت ، به فرموده محقق بزرگ اسلام ، خواجه طوسى قدس سره :
جز حق ، حكمى كه حكم را شايد نيست * حكمى كه زحكم حق برون باشد نيست هرچيز كه هست آن چنان مىبايد * و آن چيز كه آنچنان نمىبايد نيست
مادى نمىتواند بگويد بايد باشد و بايد چنين باشد و بايد آفريده شود و بايد چنين آفريده شود ؛ فقط مىتواند بگويد چنين هست . و چنين هست غير از اين