آيا در عالم طبيعت ناموس تخلفناپذيرى به طور مطلق وجود دارد ؟ آيا هر چه ذاتى اشياء شناخته شده ، ذاتى آنهاست ؟ و در شناخت ذاتيات كاينات طبيعى ، به تجربه و استقراى صددرصد مىتوان اعتماد كرد ؟ و آزمايش و استقرا براى كشف ذاتيات اشياى مادى ، يقينآور است ؟
آيا نواميس به همين تعداد است كه دانشمندان در رشتههاى مختلف علوم بر آن اطلاع يافتهاند و نواميس و قواعد ديگرى كه بسا مانع از تأثير كامل اين نواميس باشد ، وجود ندارد ؟
آيا ذاتيات اشياى طبيعى همينهاست كه كشف شده ؟ اگر برخى از چيزهايى كه محتمل است موانع دائمى ظهور ذاتيات اشيا باشند نبود ، ذاتيات اشياى طبيعى ، طور ديگرى شناخته نمىشدند ؟
آيا قانون جاذبه عمومى نيوتن كه مىگويد : هر دو جسم مادى كه داراى جرمهاى مختلف مىباشند و به فاصله معينى از يكديگر قرار گرفتهاند به نسبت مستقيم حاصل ضرب دو جرم و به نسبت معكوس مجذور فاصله شان يكديگر را جذب مىكنند ، حقيقتش چيست ؟
آيا آنچه هست و نواميسى كه برقرار است بايد چنان باشد ؟ مثلًا همين قانون كه از دو جرم هر كدام سنگينتر است جاذب جرم ديگر است بايد چنين باشد ؟ و چون بايد چنين باشد مىگويند هر جرم سنگين ، جاذب جرم سبك است ؟ يا فقط طور وجود هر جرم با جرم ديگر و ارتباط آنها را با يكديگر اين گونه يافتهاند ؟ گمان نمىكنم كسى بگويد بايد اين چنين باشد و بتواند محال نبودن وضع ديگر ، حتى عكس اين وضع كنونى را انكار كند .
يا نظريه نشو و ارتقا و نواميس چهارگانهاى كه مىگويند ( به فرض اينكه آنها صحيح باشند ) آيا بايد چنين باشد ؛ يعنى انواع ، بايد به سوى تكامل بروند يا عكس آن هم امكان داشت ؟ كه بعضى از انواع يا تمام آنها به سوى نقص
به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٤٩