تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
بنابر اين ، نمىتوان به كمك چنين نظريه‌اى - هر چند مشهور شده و در اذهان نفوذ كرده باشد - قرآن مجيد را به طور قاطع ، تفسير و معنا كرد ؛ زيرا خطر بزرگ اين كار استناد اين نظر در اذهان ، به قرآن كريم است و اگر چند قرن بعد ، بطلان آن ثابت يا فرضيه‌اى ديگر مشهور شد ، بسا در صحت مطالب قرآن بسيارى كه از واقع و چگونگى امر و اشتباهى كه در تأويل و تفسير شده اطلاع ندارند ، ترديد كنند . بالاخره در تطبيق آيات قرآن بر فرضيه‌ها و نظريات علمى ، بايد باز هم منتظر بود ، هر وقت در هر مورد نظريه‌اى كه غير از آن متصوّر نباشد ، عرضه شد ، انطباق آن را با قرآن مجيد و احاديث معتبر مورد بررسى قرار داد ، مثلًا امكان تسخير كره ماه يا كرات ديگر را تا اين حدى كه در عصر ما عملى شده مىتوانيم از نظر قرآن مجيد بررسى نماييم ، وقتى اين موضوع را بررسى مىكنيم مىبينيم نه فقط اشاره‌اى در قرآن مجيد بر عدم امكان تسخير ماه نيست بلكه آياتى كه دلالت دارند بر اينكه ماه و آفتاب و كواكب را خدا مسخر انسان قرار داده اين واقع را تأييد مىنمايند و ما به كمك پيشرفت علم و صنعت مىفهميم كه تسخيرى كه در اين آيات است ، به معناى محدودى كه بسا بعضى از پيشينيان به واسطه نقص علمى تصوّر مىكردند ، نيست و كلام مطلق خدا را بىجهت مقيد مىكردند . مىبينيد در اين موضوع چگونه پيشرفت علم با قرآن مطابق در آمده يعنى پس از چهارده قرن علم تا اين حد به قرآن رسيده است ، اين هم اعجاز قرآن است و هم تطبيق قرآن با آن بىاشكال است و در واقع نه تأويل است و نه توجيه بلكه روشن شدن معانى است كه لفظ ، آن را كاملًا مىتواند در بر بگيرد اما در نظريه‌هايى كه اين طور نيست و مبتنى بر دليل عقلى و رياضى هم نمىباشد و مبنايش حدس و شواهد غير قطعى است بايد منتظر آينده بود . و از ظاهر قرآن دست بر نداشت ، بسا كه