تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
و امام مسلمين با اصدار فرامين حجّت و احتجاج با مردم در وقت ملاقات خدا تمام است » . « 1 » حضرت امير ( عليه السلام ) در خطبه‌اى چنين مىفرمايد : أما بعد ! فإنّ الله جعلكم فى الحقّ سواء ، أسودكم و أحمركم ، و جعلكم مِن الوالى و جعل الوالى مِنكم بمنزلة الولد من الوالد و الوالد من الوَلَد ، فحقّكم عليه انصافكم و التعديل بينكم والكفّ عن فيئكم فإذا فعل ذلك وجبَتْ عليكم طاعته فيما وافَقَ الحقّ ؛ « 2 » مىفرمايد : خدا جميع بشر را در حقوق يكسان قرار داده ، تا آنكه مىفرمايد : حق شما بر والى آن است كه انصاف و برابرى بين شما معمول دارد ، تا آنكه مىفرمايد : در صورتى كه چنين كرد ، واجب است بر شما اطاعت او در آنچه موافق حق است . اساساً اگر اطاعت واجب نباشد ، هرج و مرج لازم مىآيد و چنانچه حاكم به معصيت حكم كرد ، اطاعت او واجب نيست ، زيرا قطع نظر از آنكه در روايات اطاعت مقيد شده است به حكم موافق حق ، روايت متواتره از ائمه معصومين رسيده است كه فرموده‌اند : « لاطاعَةَ لِمَخْلوق فى مَعْصية الخالق ؛ طاعت هيچ مخلوقى در صورتى كه امر به معصيت خدا بكند واجب نيست » .

اطاعت حاكم جور ؟

اگر حاكم امت اسلامى غير از آن كسى شد كه از طرف خدا تعيين شده است چنانچه ، اگر اطاعت نشود ، مستلزم ضعف اسلام و مسلمين و از بين رفتن عظمت اسلام و خوار و ذليل شدن مسلمانان گردد ، البته واجب مىشود آن اطاعت و اين در حكومت‌هايى است كه به‌عنوان حكومت اسلامى تشكيل شده است . ولى اگر اين تالى فاسد لازم نيايد ، چه در اين قبيل حكومت‌ها يا آنكه حكومت
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 189 . ( 2 ) . شرح ابن ابىالحديد ، ج 3 ، ص 195 .