بودن نيست ، بلكه به نحو ولايت و امانتدارى است و بيان شد كه خود حكومت قيمتى ندارد و فقط براى حفظ مصالح امت و برقرار نمودن نظام عادله در مجتمع اسلامى است ، طبعاً حاكم در برابر ملت مسؤوليت دارد و آحاد ملت حق مراقبت و محاسبه دارند و اگر حاكم خلافى انجام داد به خودى خود از مقام منعزل مىشود و در صدر اسلام قطع نظر از اينكه رسولالله ( صلى الله عليه وآله ) شخصاً اين حق را به ملت داده بود فرموده است : « أشيروا عَلَىّ أصحابى : اصحاب من اگر بهنظرتان آمد در موردى من اشتباه كردم يا خلاف به من تذكر بدهيد » .
سيره حضرت امير ( عليه السلام ) هم بر اين جارى بود ، از خطبههاى آن بزرگوار كه بعضى از آنها را قبلا نگاشتيم ، ظاهر مىشود ، همهاش ترغيب است كه مردم حرفشان را در مقابل حاكم بزنند و تبعيت كوركورانه نكنند و آنچه در ذهنشان مىآيد با خود حاكم مذاكره كنند و ابهّت و
عظمت حاكم نبايد مانع شود و لذا حضرت زياد به مردم تلقين مىكرد كه حاكم امتيازى بر آحاد ملت ندارد و مقامش نبايد مانع شود كه مردم حرف حق را نزنند .
نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 132
مساهمون: السيد محمد صادق الروحاني
ص١٣٢