عباى كهنه و وصلهدارى مىپوشيد ، روزى سؤال كردند : چرا چنين لباسى مىپوشى ؟ فرمود : اينگونه لباس پوشيدن براى خشوع قلب و ذلت نفس اماره نافع است .
روزى يكى از اصحاب مدح و ثناى حضرت نمود ، حضرت به شدّت از اين كار جلوگيرى كرد ، و باز روزى كه به انبار - يكى از شهرهاى عراق - وارد مىشد ، مردم آن شهر استقبال مهمى از حضرت نمودند و هدايايى به محضرش آوردند و حضرت به شدّت به آنها اعتراض نموده و فرمود : اين كارها كه شما خيال مىكنيد امراء را با آنها احترام مىكنيد ، كار بىخودى است ، نفعى بر امير ندارد و خودتان را بىجهت به زحمت مىافكنيد و هدايا را هم قبول نفرمود .
در خطبهاى كه در حضور هزاران نفر بعد از جنگ صفين ايراد فرمود و در فصل قبل متن آن خطبه را نقل كرديم ، دستوراتى براى رفتار مردم با آن حضرت داده است :
1 . سخن نگويند با آن حضرت به آن نحوى كه با جباران و پادشاهان سخن مىگويند - با القاب و عناوين بزرگ ! -
2 . در ملاقات با آن حضرت خيال نكنند كه او يك حاكم باقدرتى است و به سبب آن خوف و رعب بر آنها مسلط شود و نتوانند حرفشان را بزنند .
3 . با مجامله و ظاهرسازى با آن حضرت رفتار نكنند .
4 . خيال نكنند كه حرف حق بر آن حضرت سنگين است .
5 . حرف حق را صريحاً بگويند .
6 . از عرضه عدل و انصاف بر حضرت خوددارى نكنند .
مراقبت ملت
مورد دوم در اينكه آيا ملت مراقبتى بر كارهاى حاكم دارند يا نه ؟
بعد از اينكه بيان شد كه حكومت در اسلام به نحو مالكيت مطلقه و فعال مايشاء