تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
14 . در كارها عجله ننمايد ، قبل از موعد عمل كند و از وقتش تأخير نياندازد . 15 . در نيك‌رفتارى با مردم ، منتى بر آنها نگذارد . به اين چند امر در اين مختصر اكتفا شد . كسانى كه مايل باشند از بقيه سفارشاتى كه امام فرموده و بر هر كدام هم طرق و راه‌هايى ذكر فرموده است به عهدنامه حضرت به مالك در نهج‌البلاغه مراجعه نمائيد .

پليس

همان نحو كه حكومت براى مقابله با دشمنان خارج و حفظ وطن احتياج به سرباز و لشكر دارد ، همچنين براى برقرار نمودن نظام در داخل هم محتاج به پليس است ، بنابراين نيروى پليس ، سربازانى است كه براى حفظ نظام و گرفتن جانى و برقرار نمودن امنيت داخلى و امثال اينها مورد لزوم است . معروف است كه اول كسى كه پليس را انتخاب كرد ، حضرت امير ( عليه السلام ) بود . در زمان حكومت عده‌اى از سربازان اسلام را انتخاب نمود و منصب پليسى به آنان داد و اسم آنها را « شرطة الخميس » گذاشت و آنها افرادى بودند معروف به عدالت و مورد اعتماد ، حتى در بين مردم شهادت يكى از آنها معادل شهادت دو نفر حساب مىشد . در روايتى امام به يك نفر مىگويد بشارت دهم تو را اى فلان كه پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) به من خبر داده كه تو و پدرت داخل در شرطه الخميس مىباشيد . در صدر اسلام اين منصب از مناصب بسيار مهم و رئيس پليس اهميتش از وزير زيادتر بوده است . البته آنها در اول امر دو دسته بودند : يك دسته مخصوص جرائم عادى كه آنها شرطه نام داشتند ، و دسته ديگرى مربوط به جرائم دينى كه به آنها محتسب مىگفتند . به‌هرحال بر حاكم اسلام است ، جماعتى را كه لايق مىداند براى اين منصب تعيين كند و حقوق آنها را از بيت‌المال بدهد كه بىنياز از آنچه در دست مردم است بشوند و اگر طمع در مال مردم پيدا كنند - مانند زمان ما - نتيجه معكوس به‌دست مىآيد .