بستگان و كسانى كه مورد علاقه او هستند بر ديگران مقدّم ندارد ، حتى خود را مقدم بر ديگران نپندارد .
4 . نيكوكاران و خلافكاران را با يك چشم نبيند ، بين آنها فرق بگذارد ، دسته اول را تكريم كند و دسته دوم را با آنچه كه استحقاق دارند مورد كيفر قرار دهد .
5 . احسان به رعيت بنمايد و به آنها چيزى را كه واجد آن نيستند ، تحميل نكند .
6 . مراعات ناتوانان و بيماران و نيازمندان را بنمايد و در اين امر امام ( عليه السلام ) زياد تأكيد مىكند ، چنانچه اين سه دسته براى مصارف روزانه و يا دوا ، احتياج داشتند رفع احتياج آنان را بنمايد ، بلكه بايد وُلات ، جماعتى را تعيين نمايند كه تفحص از حال رعيت بنمايند در صورتى كه در بين آنها كسانى باشند كه داخل در اين گروهها مىباشند رفع حاجت آنها را بنمايند .
7 . ولات وقت خاصى براى ارباب حوايج تعيين كنند كه اگر كسى كارى داشت يا تظلمى از كسى داشت يا از اين قبيل امور ، بتواند حرفش را با خود والى در ميان بگذارد .
8 . كارهاى مردم را بىجهت به تأخير نياندازند .
9 . والى احتجاب از رعيت نكند و با مردم تماس داشته باشد و گرنه اطرافيان ممكن است كه كار خوب را بد جلوه دهند و به عكس كار بدى شخصى را خوب جلوه دهند ، يا آنكه كار كوچك را بزرگ و كار بزرگ را كوچك نمايش دهند .
10 . در مصرف بيتالمال بين اقوام و غريبهها فرق نگذارند و همچنين در تأديب خلافكار بين آنها فرقى قائل نشوند .
11 . اگر رعيت سوءظنى به والى و رئيس خود پيدا كرد ، رئيس بايد بكوشد تا آن سوءظن را بر طرف كند .
12 . والى نبايد خودپسند باشد و حبّ ثناخوانى و تعريف بى جا نداشته باشد .
13 . خلف وعد نكند .
نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 126
مساهمون: السيد محمد صادق الروحاني
ص١٢٦