وجوب ، واجب نيست ، و در تحقق مصلحت [ و كيفيت امتثال ] نقش دارد ؛ امّا شرط واجب آن است كه وجوب در آن مطلق بوده و فعليت آن در گرو تحقّق شرط واجب نيست ، مانند : طهارت براى نماز ؛ كه متعلّق مقيد به آن بوده ، تحصيلش واجب و تحقّق مصلحت متوقّف بر آن است . اكنون به بيان موارد فوق خواهيم پرداخت .
1 ) شناخت معروف و منكر
گروهى از فقها همچون مرحوم حلّى « 1 » ، محقّق « 2 » ، علّامه « 3 » ، شهيدين « 4 » و فاضل مقداد « 5 » تصريح كردهاند در وجوب امر و نهى ، آمر و ناهى بايد معروف و منكر را بشناسند تا از غلط و اشتباه در امان باشند . بلكه مرحوم علّامه در كتاب منتهى المطلب اختلاف در اين مسأله را رد كرده است « 6 » . مرحوم صاحب جواهر « 7 » نيز اين قول را برگزيده است . پس ، جاهل معذور بوده و تحصيل علم بر او واجب نيست .
اما عدّهاى ديگر از جمله مرحوم محقّق كركى در حاشيه « 8 » و
هامش
( 1 ) . السرائر ، ج 2 ، ص 23 .
( 2 ) . المختصر النافع ، ص 115 .
( 3 ) . تحرير الاحكام ، ج 2 ، ص 240 .
( 4 ) . الروضة البهية ، ج 2 ، ص 414 .
( 5 ) . كنز العرفان فى فقه القرآن ، ج 1 ، ص 407 .
( 6 ) . منتهى المطلب ، ج 2 ، ص 993 .
( 7 ) . جواهر الكلام ، ج 21 ، ص 366 .
( 8 ) . جامع المقاصد ، ج 3 ، ص 486 .